فقط یک بار

ما بارها سلامت جسمی خود را بدست آورده بودیم،تا آن را با مصرف مجدد از دست بدهیم.

غرور وخودمحوری دشمن درونی

در این پست و ادامه آن به غرور و خودخواهی و خودمحوری خواهم پرداخت، اما باری دیگر لازم می دانم تاکید دوباره ای داشته باشم بر این نکته که نوشته هایم برگرفته از تجربه ای است که توسط سایر همدردان بهبود یافته ام به من منتقل گردیده و باعث گردید تا با شناخت بهتری از خودم، این شاخه اصلی بیماریم را بهتر دیده و با توکل به خداوند و ابزار انجمن، آنها را در جایگاه اصلی خود قرار دهم.

همانطور که در پست های پیشین به کرات از غرورها و خود محوریهای کاذب خود نوشتم، زمانی که پیام انجمن را شنیده و به جاده بهبودی وارد شدم، با افکاری آشفته و خسته آمده بودم تا راهکاری بیابم و بتوانم در ترک بمانم، اما با خود غرورها و خود محوریهایم را نیز اینطرف خط آورده بودم. یکی از نکاتی که همان اوایل، به من گوشزد شد، که تو دانسته های خود را نگه دار، بموقع از آنها استفاده خواهی کرد، اما فعلا" فقط گوش کن و بقول معروف پنبه ها را از گوشهایت بیرون آورده و در دهانت بگذار. اوایل پذیرفتنش برایم سنگین بود، چرا که هنوز غرور کاذب از درون فریاد می زد، تو همه چیز می دانی، از همه سرتر و مهمتری و . . . . .

لطفا با ادامه مطالب همراه باشید


این جمله، دومین ضربه به دیوار غرور کاذبم بود، در اولین مرحله، اعلام اینکه من به تنهائی نمی توانم از پس مشکل اعتیادم برآیم و نیازمند کمک و یاری هستم، اولین ضربه را زده بود. با آنکه واقعیت داشتند، اما من همچنان در پذیرفتنش، مشکل داشتم. شاید این نیز مشکلی مشابه باشد با سایر تازه واردان به انجمن و به همین دلیل است که در راهکار انجمن نیز که بصورت نوشته در اختیار هر عضو تازه وارد قرار می گیرد، نیز به نوعی به این موضوع اشاره شده : که اگر شما طالب آنچه که ما داریم، هستید و حاضرید برای بدست آوردنش کوشش کنید، در آنصورت آماده اید تا قدمهای خاصی را بردارید. اینها اصولی هستند که بهبودی ما را ممکن ساختند. بنابراین من، باید به راهکار آنانی که پیش از من طی مسیر کرده بودند، گوش فرا می دادم.

دوستانم مرا از خطرات این دشمن زیرک درونی، آگاه نموده، یادآوری کردند که اگر با غرور و خودمحوری بخواهی وارد این مسیر شوی، این نقص درونی، حتی اگر تو را به مصرف دوباره بازنگرداند، اجازه نخواهد داد تا به آرامشی که لازمه تداوم این راه است، دست یابی. آنان یادآور شدند که دروازه ورودی بهبودی، کوتاه است و تو باید خم شده، تا بتوانی از آن عبور کنی. با شروع تمرین صداقت با خود، دریافتم حق با آنان است. بیاد آوردم چگونه به صرف داشتن همین غرور کاذب و خود محوریهایم، ضربه خورده بودم.

شاخه های غرور و خود محوری که در خود شناختم عبارت بودند از :

۱ - توجه و تائید طلبی :

بیاد آوردم که در دوران گذشته، بدلیل بیگانگی با خودم، هرگز آن توجهی که نیاز داشتم به خود واقعیم داشته باشم، را نداشته و بدنبال آن بودم که این توجه را از دیگران بگیرم. همیشه می خواستم دیگران به من توجه کنند، دوستم داشته باشند. با خودم غریبه بودم، زیرا هرگز احساس واقعی خوبی در درونم نداشتم، در آن ایام اصلا" حاضر نبودم با احساسات واقعی خود روبرو شوم و همین امر باعث شد تا روز بروز از خود دور شده، برای برطرف کردن جای خالی آن، نیازمند توجه دیگران بودم تا با موافقت و تائید آنان، بخش تاریک درونیم را روشن کنم. بخوبی بخاطر دارم که تا بدان حد خود محوری در من ریشه دوانده بود که حتی اگر میهمان داشتیم و یا خود میهمان بودیم، زمانی که همسرم در آشپزخانه، سرگرم صحبت با فامیل و دوستان بود، با خود می اندیشیدم که در مورد من صحبت می کنند، گوئی که خداوند تنها یک مخلوق اصلی داشته و آن نیز من هستم که سایر مخلوقاتش هیچ سخنی ندارند، الا در مورد من.

این نقص، چیزی نبود که با شروع مصرف، در من شکل گرفته باشد. برای من اینطور نبود، بیاد دارم از همان کودکی چگونه در پی مطرح نمودن خود و جلب توجه گرفتن از خانواده و یا دوستانم بودم. مرحوم پدرم، بدلیل علاقه زیادی که به من داشت، مرا با اسامی مختلفی صدا می زد و من نه تنها از این مسئله ناراحت نمی شدم، خیلی هم کیف می کردم. در جمع دوستان، وقتی فوتبال بازی می کردیم و من موفق به گل زدن می شدم، شادمانیم بیشتر از آنکه از موفق بودنم باشد، از این بود که همه دوستان، نگاهشان به من است.

رفته رفته که بزرگتر می شدم، نوع توجه طلبی و تائید طلبی نیز همزمان با من رشد نمود. بیاد خاطره ای از دوران سربازی افتادم که امروز از بازگو کردن آن خجالت نمی کشم.

در دوران سربازی، به اتفاق عده ای از دوستان که در پادگان دیگری خدمت می کردند و توسط یکی از دوستان قدیمیم که او چند ماهی زودتر از من به سربازی رفته بود و توسط او با دیگران آشنا شده بودم، خانه ای اجاره کرده بودیم و با آنکه دوران خدمتم بسیار بسیار، راحت سپری می شد، با آنکه در آن ایام هنوز مصرف کننده نبودم اما در اوج تائید طلبی و توجه خواهی از دیگران بسر می بردم. روزی از پادگان برگشته و به خانه رسیدم، با قیافه ای ناراحت و درهم سلام کردم، دوستانم پرسیدند اتفاقی افتاده ؟ گفتم سرطان خون دارم و از بهداری پادگان بمن گفته اند نتیجه آزمایش خونت این است که سرطان داری. بندگان خدا شروع کردند به دلداری دادن و چقدر ناراحت بودند. ۲ هفته تمام، آنان سر کار بودند و باورشان شده بود که بزودی خواهم مرد، آنان در دل غمگین بودند و من در دل خوشحال، که این همه در جمع آنان عزیز شده و مورد توجه قرار گرفته ام. در آن ایام این دقیقا" چیزی بود که می خواستم داشته باشم و با دروغی که به ظاهر بسادگی مطرح شد، آن را بدست آوردم.

با شروع مصرف الکل (پست مروری بر گذشته ۱) و پس از آن مواد مخدر، به موادی آشنا شدم که با مصرفشان، یکی از تاثیراتی که در من می گذاشتند این بود که مرا به شخصی مبدل کند که می توانست با سخنان و رفتارش مورد تائید و توجه جمع قرار گیرد و من نیز که تشنه این مورد بودم، مواد را به عنوان راه حلی راحتتر برای رسیدن به این مقصود انتخاب کردم.(تاثیرات دیگر مصرف را در پست های گذشته به آنها اشاره نموده و هم مجددا" با نگاهی بازتر به آنها خواهم پرداخت.)

از همین زمان بود که دانستم من به چیزی فراتر، از بیرون نیاز دارم تا به من آرامش دهد. هر آنچه به من مربوط می شد از خوراک و پوشاک گرفته، تا تحصیل و دوست و خانواده، هیچ زمان در جایگاه واقعی خود از دیدگاه من قرار نگرفت و من با خودخواهی هایم، همواره انتظار بیشتر و بیشتری داشتم. اینها باعث گردید تا با نپذیرفتن هر آنچه که بود، با خودم، آرامش نداشته و خود واقعیم را دوست نداشته باشم.

از اینکه می دیدم درونم، سرشار از کمبود است و از ایجاد ارتباط انسانی و منطقی با خود و سپس جامعه بیرونم، روز بروز فاصله می گیرم، نیاز به مطرح بودن را در من زنده تر می نمود و همین عاملی بود تا به مرور رفتارم، آکنده از خود بزرگ بینی، خود مطرحی شود و تمام مدت در "خود" غوطه ور باشم و جامعه را بخشی از خود دانسته، فکر کنم مرکز دنیا هستم و همه چیز و همه کس بایستی حول من بچرخد و تصورم این باشد که هر آنچه در اطرافم در حال اتفاق است، بخاطر من است.

رفته، رفته در انجمن، آموختم که من تنها عضو کوچکی از قدرت بزرگتری هستم که جامعه مرا تشکیل می دهد، به من نوید داده شد، زمانی که شروع کرده به همراه عضو بزرگتر، حرکتی هماهنگ و هم سو نمایم، به معنای واقعی تری زندگی کرده و آنرا هر چه هست خواهم پذیرفت. آنگاه جای واقعی خود را به عنوان انسان در جامعه خواهم یافت و دیگر نیازی نخواهم داشت از خود تعریف کرده و یا منتظر تائید دیگران باشم. در آن هنگام، خودم، خود واقعیم را خواهم شناخت و آنرا هر چه هست دوست خواهم داشت. سرآغاز تغییر از سمت غرور به سمت تواضع و فروتنی آن است که خود را آنچه هستم، پذیرفته و لذا جای تمامی کمبودهای درونی، را خواهد گرفت. دیگر به جستجوی خواسته هائی از بیرون نخواهم بود، از مواد مصرفی گرفته تا تائید گرفتن و مورد توجه دیگران واقع شدن. راحت خواهم شد و اوج آرامش برای من در همین نکته است که به آنچه هستم و دارم، قانع شوم.

با توکل به خداوند و حمایت شما عزیزان، در پست بعد، شاخه دیگری از غرور و خودمحوری را دنبال خواهم نمود.

با دعای امروز، تا نوشته بعدی، حق نگهدارتان باد.

پروردگارا، مرا یاری کن تا با رها کردن وسوسه مطرح بودن و مورد تائید دیگران بودن، این پیوندهای خود با گذشته را پاره کنم.

دشمن زیرک فکری

بنام خدا،

 وسوسه چیست ؟ و راههای مقابله با آن کدامند ؟ با نگاهی گذرا به کلمه وسوسه، شاید به همین اندازه بسنده کنیم و بگوئیم : میل به تجربه مجدد انجام کاری که در گذشته از آن خاطره خوبی داریم. اگر چه که این موضوع در بسیاری موارد، صدق می کند، اما اجازه دهید با نگاهی عمیقتر، وسوسه را ارزیابی نموده، تا بدانیم از چه قدرتی برخوردار است.

شخص مصرف کننده ای که اقدام به ترک می کند، پس از مدتی، نمی داند چرا این همه از درون آشفته، رنجور و حساس است ؟ خوب بیاد دارم، زمانی که چند روزی قطع مصرف میکردم و مرفین از جسمم خارج می شد، روزهای اول، شاداب و سر حال بودم، پر انرژی روزم را آغاز می کردم، طبیعت را زیباتر، احساس می کردم اما چند صباحی بیشتر طول نمی کشید و پس از آن دنیا برایم خیلی کوچکتر از گذشته بنظر میرسید، نمی دانستم چرا اینقدر کم حوصله و بی طاقت شده ام؟ و پر واضح بود که هیچ جوابی نمی توانستم برای خود بیابم. در این ایام، ذهنم مدام درگیر وسوسه مجدد مصرف بود که زیرکانه با خود، خاطرات خوب گذشته را در افکارم زنده می کرد و من نیز که همچنان اثیر غروری کاذب بوده و حاضر نبودم بپذیرم که قدرت کنترل مصرف نخواهم داشت و از سوی دیگر همچنان مواد را تنها راه حل بیرون رفتن از آن شرایط می یافتم، در برابر قدرت عظیم وسوسه فکری، تسلیم شده و مجددا" مصرف را آغاز می کردم. بسیاری از ما، با وجودی که میدانستیم و از تجربه ترکهای ناموفق گذشته دریافته بودیم که بقول کتاب، تنها راه جلو گیری از فعال شدن مجدد اعتیاد، خودداری از مصرف، در همان بار اول است و با وجود ۱۰۰٪ تمایل در ترک ماندن، نمی خواستیم بپذیریم که در مقابل مواد و مصرف، عاجزیم و لذا وسوسه، از همین نقطه و روزنه، بزرگترین ضربه را با ما می زد.


از قدرت وسوسه سخن گفتم، شخص مصرف کننده ای را در نظر بگیریم که بنا به هر دلیل بازداشت شده و در طول دوران زندانی بودنش، مجبور به ترک مواد مخدر می گردد، از آنجا که بر خلاف میل باطنی خویش و به اجبار از مصرف فاصله گرفته است، و نیز عدم شناخت از بعد روانی بیماری اعتیاد، در تمام طول دوران حبس خویش، هر روز که می گذرد، میل به مصرف نزد او قویتر می گردد، تا آنجا که دیگر در افکار خویش چیزی جز مواد مصرفیش و خاطرات گذشته را نخواهد دید و این مسئله، آنچنان او را درمانده خواهد کرد که دیگر تنها به زمانی می اندیشد که آزاد شده و بتواند دوباره مصرف کند. چنین شخصی، که پس از مدتها آزاد می شود، دیگر از لحاظ جسمی، هیچ مشکلی با مواد مخدر ندارد، اما به محض آزادی، حتی قبل از دیدن خانواده خویش، اولین کارش تهیه مواد و مصرف می باشد. دیگری نیز که خانواده اش بصرف رهائی عزیزشان از دام مصرف، او را در خانه حبس کرده و به باور خویش راه دسترسی و تهیه مواد مخدر را از فرزندشان می گیرند، به همین دلیل نمی تواند در ترک بماند.

اشخاصی که به قمار، الکل، اینترنت، سکس و غیره نیز وابستگی دارند و در نوشته پیشین به آن اشاره نمودم(وسوسه فکری ۱)، نیز از این قائده مستثنی نیستند. شخص قمار باز، به محض آنکه چند روزی به کازینو نمی رود، مدام با همین نوع وسوسه فکری در جنگ است، تنها ایامی را بیاد می آورد که برده است و با همین اندیشه است که مجددا" به کازینو می رود. در یک جمع بندی شاید بتوان تنها تفاوت بین اشخاصی که به مواد مخدر، الکل وابستگی دارند با دیگر اشخاص وابسته، این باشد که مصرف کنندگان، وابستگی جسمی نیز به نوع مصرفشان خواهند داشت، اما از لحاظ روحی، روانی و احساسی، بیماری مشابه است.

چگونه می توان با وسوسه فکری، مقابله نمود؟

ابتدا نیاز است که وجود وسوسه را انکار نکرده و یا از اینکه چرا دچار وسوسه فکری مصرف مجدد گشته ایم، دچار عذاب وجدان نشویم. زیرا شخص مصرف کننده، سالها برای آنکه بتواند علائم بیماری و دردهایش را ندیده و یا فراموش کند، مواد مصرف نموده است. به باور بسیاری از ما، مواد به بهترین دوست و یاورمان مبدل گردیده بود. جوابی بود برای هر سوال و یا مشکلی، احساس افسردگی یا خوشحالی می کردیم، خشمگین و عصبانی می شدیم، می ترسیدیم، مشکلات زندگی سر راهمان سبز می شد، صاحب فرزند شده و یا خدای ناکرده، عزیزی از دست می دادیم، هیچ تفاوتی نداشت مواد را به عنوان جوابی برای همه اینها دانسته و مصرف می کردیم.

دیگر نمی توانستیم مانند دیگران زندگی کرده و از آن لذت ببریم. برای زندگی به چیزی متفاوت نیاز داشتیم و تصور می کردیم آن را در مواد مخدر پیدا کرده ایم.

زمانی که قطع مصرف می کنیم، در واقع این جواب همه سوالات و مشکلات از ما گرفته شده است و طبیعی است که با بوجود آمدن هر مشکل و یا سوالی در ذهن، مواد خودش را ظاهر نماید.

راهکار انجمن ۱۲ قدم، برای این مواقع این است که :

اولا" بایستی از همه افراد و مکانهائی، که به نوعی به مصرفمان در گذشته ارتباط دارند دوری کرده و بقول معروف هم زمین بازیمان عوض شود و هم تیم بازیمان. خوب به خاطر دارم که دوست عزیزی که سالها، ترک کرده و در بهبودی است در بیان یکی از خاطراتش می گفت : پس از ۷ سال دوری از هر گونه مواد مخدر، دلم برای محله ای که در آنجا بزرگ شده بودم و ۱۷-۱۸ سال آنجا را ندیده بودم، تنگ شد. بدون آنکه هیچ گونه وسوسه ای داشته باشم به آن محل رفتم و بناگاه، با یادآوری خاطرات زمان مصرفم در آن مکان، وسوسه مصرف به سراغم آمد.

راهکار دوم انجمن، این است که بلافاصله تا وسوسه فکری به سراغمان آمد، از طریق تلفن به دوستی که در حال بهبودی است و یا حضور فوری در جلسات، آن را بیان نمائیم، زیرا، بقول کتاب، یک معتاد، بهتر از هر کس دیگر قادر است، یک معتاد دیگر را درک و کمک کند. تجربه نشان داده که تا چه حد، این راهکار می تواند موثر واقع شود و چنانچه آن را بیان نکنیم، در واقع به استقبال خطر بزرگی میرویم و بدون آنکه خود بدانیم، خود را برای رفتن و مصرف دوباره آماده می کنیم. افرادی که متاسفانه لغزش کرده اند، با بازگشتشان، همگی پیام مشترکشان آن است که این دو شرط اصلی را رعایت نکرده اند.

اگر چه که با کارکرد قدمها، حضور موثر در جلسات و اجرای راهکارها، هر چه زمان بیشتر بگذرد، با روشن بینی جدیدی که شخص در حال بهبودی پیدا می کند، رفته رفته، وسوسه کمرنگ و کمرنگتر خواهد شد.

با دعای امروز، تا نوشته بعد، لطف خداوند شامل حالتان باد.

خداوندا، قدرت آگاهی بمن عطا کن تا یگانه درسی را که نیازمندش هستم، بیاموزم : اتکای کامل به تو

به امروز تنها می اندیشم


احساس روزتان را بنویسید در همین تایپ به وسیله نظردادن احساس 

روزتان را بنویسید

 

 

به خودت بگو:
فقط براي امروز، افكارم را بر روي بهبوديم متمركز خواهم كرد،زندگي مي‌كنم و بدون مصرف هيچ گونه مادة مخدّري روز خوبي خواهم داشت.

فقط براي امروز، به كسي در NA اعتماد خواهم كرد، كسي كه مرا باور كند و مي‌خواهد در بهبوديم به من كمك كند.

فقط براي امروز، برنامه‌‌‌‌اي خواهم داشت و سعي خواهم كرد آنرا به بهترين شكل ممكن انجام دهم.
فقط براي امروز، به كمك
NA سعي خواهم كرد از زاويه بهتري به زندگيم نگاه كنم.
فقط براي امروز, ترسي نخواهم داشت و به روابط تازه‌ام و آنها كه چيزي مصرف نمي‌كنند و راه تازه‌اي براي زندگي پيدا كرده‌اند، فكر خواهم كرد.
ماداميكه اين راه را دنبال كنم، از هيچ چيز واهمه نخواهم داشت

دیگر لازم نیست


بهبودی از اعتیاد فعال یک فرایند است و همانگونه که هیچ معتادی به یک باره معتاد نمیشود بهبودی هم به یک باره اتفاق نخواهد افتاد . بعضی اوقات فرد معتاد انتظارات زیادی از خود , زندگی و حتی از بهبودی خود دارد ولی واقعیت این است که صبر و تلاش میتواند انسان را به کمال برساند و بی نیاز کند. امروزه بهبودی از مواد مخدر یک واقعیت انکار ناپذیر شده و دریچه امیدی به روی معتادان باز گشته و آن دروغ قدیمی که میگوید وقتی معتاد شدی همیشه آلوده باقی میمانی رو به فراموشیست.برای یک معتاد سخت است بپذیرد که باید برای رهایی روش زندگی خود را عوض کند ولی وقتی خستگی از بار سنگین اعتیاد وی را از پا در آورد مجبور خواهد بود زانو بزند و آمادگی پیدا کند برای یک دگرگونی جسمانی , روحانی و روانی . بیشتر هم دردانم و حتی خود من آن نقطه پایان را معجزه میدانیم , معجزه ی که توانست میل شدید به مصرف مواد مخدر را از ما بگیرد این فقط لطف و معجزه ی بزرگ از خداوند است .


همدرد عزیزم یادت باشد ما دیگر لازم نیست

با درد اعتیاد بمیریم

دلایلی کافی برای شناخت بیماری خود

. اگر متقاعد نشوید که در مقابل مواد ناتوانید , مواد شما را متقاعد خواهد کرد. 2. تنها راه دیگری که به جز بهبودی برای معتاد وجود دارد زندان , تیمارستان , آوارگی و یا مرگ است. 3. واکنش ما به مواد مخدر , عامل (( اعتیاد)) ماست نه مقدار مصرف ما. 4. قابلیت های عالی تر فکری و احساسی ما مانند وجدان و قدرت دوست داشتن شدیدا تحت تاثیر مواد مخدر قرار گرفته , علم زندگی به حدود حیوانی تنزل کرده بود. 5. بدن معتاد به مواد مخدر آلرژی دارد و بازگشت به عامل آلرژی دیوانگیست. 6. اکثر ما متوجه شده بودیم که اعتیادمان یک خودکشی تدریجی است.اما اعتیاد این دشمن زیرک زندگی قدرت انجام هر گونه اقدامی را از ما سلب کرده بود. 7. مصرف یک بار زیاد و هزاران بار کافی نیست! 8. الکل یک ماده مخدر است و ما افراد مبتلا به بیماری اعتیاد , باید از هر گونه ماده مخدری پرهیز کنیم تا بهبود یابیم. 9. ما دریافتیم که نمیتوانیم مواد مخدر مصرف کنیم و زنده بمانیم. 10. عدم توانایی ما در کنترل و مصرف مواد مخدر , یکی از علائم بیماری اعتیاد است.

دست بردست هم اين راز ماندن است

يك ابزار مهم برنامه

مشاركت با هم‌گروهان معتاد، يك قسمت اساسى از برنامه ماست. اين كمك را فقط يك معتاد مى‌تواند به معتاد ديگر بكند. كمكى كه مى‌گويد:

«براى من هم همين اتفاق افتاد و من با آن اين طور رفتار كردم».

ما با هر كس كه خواهان روال زندگى ما باشد، به جاى موعظه و قضاوت، تجربه، نيرو و اميد خود را در ميان مى‌گذاريم. اگرمشاركت در مورد تجربه‌هاى دردناك‌مان حتّى بتواند به يك نفر كمك كند، ارزش درد‌ و رنج را داشته است. مشاركت در مورد اين تجارب با خواستاران كمك، باعث تقويت بهبودى ما مى‌شود. ما اگر چيزى را كه بايد به مشاركت بگذاريم، براى خود نگه داريم، آن را از دست مى‌دهيم. كلمات، تا به مرحله عمل درنيايند، هيچ ارزشى ندارند.

ما رشد روحانى خود را وقتى باور مى‌كنيم كه بتوانيم دست  خود را براى كمك به سوى ديگران دراز كنيم. كمك‌هاى ما از طريق شركت در كارهاى خدماتى و سعى در رسانيدن پيام بهبودى به معتادان دردمند اِعمال مى‌شود. ما مى‌آموزيم كه فقط با بخشش آن چه كه داريم مى‌توانيم آن را حفظ كنيم. مطلب ديگرى كه تجربه ما نشان مى‌دهد اين است كه بسيارى از مشكلات شخصى ما، وقتى كه از خودمان بيرون بيائيم و به محتاجان كمك كنيم، از بين مى‌روند. ما تشخيص مى‌دهيم كه يك معتاد بهتر مى‌تواند يك معتاد ديگر را درك كند. ما هر چقدر هم كه كمك كنيم، هميشه معتاد محتاج ديگرى در راه است.

آگاهي از بيماري

اكثر ما متوجه شده بوديم كه اعتيادمان يك خودكشى تدريجى است. اما اعتياد، اين دشمن زيرك زندگى، قدرت انجام هر گونه اقدامى را از ما سلب كرده بود. در نهايت بسيارى از ما كارمان به زندان ها كشيده شد. بسيارى دست به دامن پزشكان، روان پزشكان و يا مذاهب شديم، اما هيچ يك از  آن ها براى حل مشكل ما كافى نبود. بيمارى ماهميشه يا دوباره عود مى‌كرد و يا بدتر می شد.

ما به دنبال كمك بوديم، امّا پيدا نكرديم. اكثر پزشكان از مسئله بغرنج ما چيزى سر در نمى‌آوردند و مى‌خواستند با تجويز دارو به ما كمك كنند. زنان، شوهران و  عزيزان مان هر چه داشتند به ما مى‌دادند و به اميد بهتر شدن و يا قطع مصرف ما، تمام انرژى خود را از دست مى‌دادند. سعى مى‌كرديم به جاى موادمخدر مصرفى، نوع ديگرى را جايگزين كنيم، اما اين كار فقط رنج ما را طولانى‌تر مى‌كرد. سعى كرديم مصرف خود را محدود و تفننى كنيم، ولى موفق نشديم. در واقع چيزى به نام معتاد تفننى وجود ندارد. بعضى از ما در مذاهب، فرقه‌ها و كليساها به دنبال جواب گشتيم. بعضى، با كوچ كردن و از شهرى به شهر ديگر رفتن، در فكر علاج بوديم و براى مشكلات خود، محيط زيست و شرايط زندگى را مقصر مى‌دانستيم اما اين رفتار تأييد طلبانه، بيش از گذشته ما را به عمق اعتياد سرنگون مى‌كرد. بعضى، ازدواج و طلاق يا فرار را امتحان كرديم، امّا هر كارى كه مى‌كرديم از بیماری خود رها نمى‌شديم تا عاقبت از روى ناچارى در معتادان‌گمنام به يكديگر پناه آورديم

 ما می دانیم بهترين وسيله بهبودى، يك معتاد در حال بهبودى است. ما بر روى بهبودى و احساسات خود متمركز مى‌شويم، نه كارهايى كه در گذشته كرده‌ايم. رفقا، اماكن وافكار سابق معمولاً تهديدى براى بهبودى ما هستند. ما احتياج به تغيير همبازى‌ها، زمين هاى بازى و اسباب‌هاى بازى خود داريم.

بحث وشناخت عمومی از اعتیاد

اعتیاد یعنی « وابستگی به مواد به گونه ای که کاملاً مضر به حال شخص و اجتماع باشد » و مواد به هر نوع ترکیب شیمیایی که باعث تغییر در کار کرد مغز شود گفته می شود ، این تغییر می تواند به صورت هیجان ، افسردگی ، رفتار ناهنجار ، عصبانیت ها یا اختلال در قضاوت باشد

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، مواد مخدر از مشتقات تریاک (opium ) هستند که شامل مورفین ، کدئین و مواد نیمه سنتز شده از آنها مانند هروئین می شود .

اصطلاح اپیوئید ( opioid ) اصطلاحی است گسترده تر که تمامی آگونیستها ( agonists ) و آنتاگونیستهایی ( antagonists ) را که فعالیت مشابه مورفین دارند (مانند پپتیدهای اپیوئیدی طبیعی از جمله آندورفینها را ) شامل می شود .

گاهی اوقات به اپیوئیدها اصطلاح مخدر اطلاق می گردد ، چرا که این مواد خواب آلودگی یا حالت شبه رویا که به آن چرت زدن (nod ) نیز گفته می شود ایجاد می کنند .

● گروههای مختلف مواد ( براساس اثرهای ناشی از آن )

۱ . مواد مخدر ( افیونی )

۲ . حشیش و ماری جوانا

۳ . مواد محرک سیستم عصبی

۴ . مواد کند ساز سیستم عصبی

۵ . مواد توهم زا

۶ . مواد استنساقی

۷ . سیگار و نیکوتین

۱ . گروه مواد مخدر

این گروه شامل تمام موادی است که خاصیت منگی ، بی حسی ، بی دردی ، و تخدیر کننده دارند . این مواد می توانند طبیعی یا صنعتی باشند مواد مخدر طبیعی از مشتقات تریاک می باشند ( سوخته ) مورفین ، کدئین و هروئین از ترکیبات نیمه صناعی تریاک و متادون و پتدین جز مواد مخدر صناعی می باشند .

● آثار مصرف مواد مخدر

ـ مواد مخدر روی مغز تاثیر می گذارد

. تفکر را کند کرده و واکنش را آهسته می سازد باعث ایجاد احساس شادی موقت و خیالبافی می گردد .

ـ مواد مخدر روی بدن تاثیر می گذارد

. باعث احساس رخوت و شل شدن عضلات ، ضعیف شدن تنفس ، کاهش ضربان قلب و فشار خون می گردد

. کاهش اشتها ، یبوست ، تهوع و استفراغ از تاثیرات آن بر بدن است . ـ مواد مخدر باعث مرگ می گردد .

ـ مواد مخدر به شدت اعتیاد آور است

. مواد مخدر باعث اختلات جنسی می گردد .

ـ مواد مخدر باعث تغییرات ظاهری نامناسب می شود رنگ پوست افراد معتاد به مواد مخدر کدر و لب های آنها تیره می شود به مدت سوء تغذیه ناشیب از کاهش اشتها افراد معمولاً دجار کاهش بافت عضلانی و کاهش وزن می شود .

ـ مواد مخدر باعث اختلالات روانی می گردد

. مواد مخدر باعث ایجاد بیماری های افسردگی ، شیدایی و یا مخلوطی از آنها می گردد ، این علائم به صورت تحریک پذیری ، انبساط خلق و افسردگی دیده می شود افراد معتاد دچار اختلالات خواب نیز می گردند .

ـ معتادان تزریقی به بیماریهای خطرناکی مبتلا می شوند . تزریق مواد مخدر موجب ایجاد بیماری های وخیمی مثل ایدز ، هپاتیت B و هپاتیت C و سایر بیماری ها می شود . این بیماری ها به شرکای جنسی و نوزادان آنها نیز منتقل می شوند

. عفونت بافت قلب ، کزاز و عفونت های پوستی و آبسه جلدی در این افراد شایع است .

● علایم مصرف مواد مخدر :

ـ سرخوشی ـ گیجی ـ اختلال عملکرد روانی ـ کاهش تنفس ـ تنگ شدن مردمک چشم ـ تهوع و استفراغ

علائم مسمومیت با مواد مخدر :

ـ تنفس کم عمق

ـ مردمک های خیلی کوچک ( ته سنجاقی )

ـ پوست سرد

ـ تشنج ـ اغما

ـ مرگ

● علائم عدم استفاده از مواد مخدر ( علایم ترک ) در فرد معتاد چنین است :

ـ درد عضلانی اسکلتی

ـ لرز

ـ بیقراری

ـ آبریزش بینی و چشم ها

ـ تعریق

ـ اسهال

ـ به هم خوردن وضع خواب

۲ . گروه حشیش و ماری جوانا

این گروه از مواد از زمان های دور مصرف می شده و از گیاه شاهدانه به دست می آید قسمت های مختلف آن برای تهیه موادی که حشیش ، ماری جوانا و روغن از آن جمله هستند ، استفاده می شوند .

حشیش را دود کرده یا با روش هایی می خورند

. شکل حشیش به صورت ماده ای خمیری و سیاه تا قهوه ای است

. ماری جوانا به شکل بوته خرد شده وجود دارد.

● علائم مصرف حشیش و ماری جوانا :

ـ قرمزی چشم ها

ـ نبض تند ( ضربان قلب تند )

ـ افزایش اشتها ، خشکی دهان

ـ سرگیجه و عدم تعادل

ـ توهم داتشن و هذیان ( دیدن و شنیدن یا ادراک چیزهایی که وجود ندارد . )

ـ اضطراب

ـ اختلال توجه ، تمرکز ، حافظه و قضاوت

● علائم قطع مصرف :

توجه : در صورت فطع مصرف پس از مصرف دراز مدت ، این علائم پس از چند ساعت ایجاد می گردد. و ۴ تا ۵ روز ادامه می یابد .

ـ تحریک پذیری ، بیقراری و اضطراب ـ لرزش دست ـ کاهش انرژی ـ بی اشتهایی ـ میل به مصرف

۳ . مواد محرک سیتم عصبی

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، این مواد دستگاه اعصاب مرکزی را تحریک نموده و سرعت عملکرد آن را زیاد می کنند ( مثل کوکائین و آمفتامین ، اکستا سی و.. )

انواع کوکائین : این مواد از گیاه کوکا بدست می آید . و به صورت پودر سفید بدون بو و تلخ مزه است ، در بیشتر موارد آن را از طریق بینی استنشاق می کنند ، نوع دیگر آن وجود دارد که قابل دود کردن است تزریق آن بسیار نادر ولی فوق العاده خطرناک است

. آثار آن سریع بوده و نیم ساعت تا یک ساعت طول می کشد . بنابراین برای حفظ اثر آن مصرف مکرر آن لازم است .

آمفتامین ها : ابتدا برا ی مصارف درمانی ساخته شده اند و در حال حاضر تنها در موارد معدودی در درمان کاربرد دارد . انواع غیر قانونی آن به صورت پودر ، قرص ، کپسول و در رنگ های مختلف در دست است.نام های خیابانی آن کریستال ، یخ ، و سرعت است . اکستاسی ـ یک آمفتامین توهم زا است ، به شکل قرص و. کپسول و رنگ های مختلف به صورت غیر قانونی ساخته می شود و به نام های X , و XTC و قرص شادی معرف است . این ماده به صورت خوراکی و اغلب در میهمانی های رقص خاص طولانی مدت و وحشیانه و کلوپ شبانه استفاده می شود .

● علائم مصرف : کوکائین :

ـ چشم قرمز رنگ ـ آبریزش ـ تغییرات گروه دوستان ـ تغییر وضع عقلی یا رفتاری ـ بی توجهی ـ افسردگی ـ خستگی ـ عدم علاقه به مدرسه ، فامیل و فعالیت های قبلی ـ نیاز مکرر به پول ( قرض کردن ) اکستاسی: ـ مشکلاتی در به خاطر آوردن ـ عدم هماهنگی و کنترل ـ گیج خوردن ـ از دست دادن ناگهانی هوشیاری -افسردگی ـ مشکلات خواب آمفتامین ها: ـ خشکی دهان ـ تعریق ـ تغییر الگوی خواب ـ تغییر الگوی غذا

۴ . مواد کند ساز سیتم عصبی

این مواد عموماً عملکرد دستگاه عصبی را کند می سازند و شامل داروهای مسکن خواب آور و الکل می باشند . دیازپام ، فنوباربیتال ـ آلپرازولام ( زاناکس ) لورازپام و … از این گروه می باشند

. علائم مصرف این مواد :

ـ آرامش و خواب ـ ضعف هماهنگی در حرکات ـ اشکال قضاوت و تمرکز ـ سخنان بریده بریده و تاری دید .

در صورت عدم مصرف علایم عبارتند از :

ـ اضطراب ، بی خوابی ـاحساس ضعف و تهوع ـ افزایش دمای بدن ـ آشفتگی روانی ـ توهم و تشنج

۵ . گروه توهم زا :

این گروه از مواد بر فرآیند های ذهنی افراد تاثیر می گذارند ، شایعترین این مواد که مورد سوء مصرف قرار می گیرند ال . اس دی ( LSD ) می باشد که از یک نوع قارچ به صورت نیمه مصنوعی بدست آوردند . از نظر ظاهری ماده ای سفید رنگ است که معمولاً به صورت قرص موجود است . مواد توهم زا روی مغز اثر میگذارد و باعث بروز احساسات غیر واقعی ـ و بی علاقگی به زندگی می گردد .

۶ . گروه استنشاقی :

این مواد معمولاً از راه بینی و به وسیله حس بویایی مصرف می شوند . بنزین ـ حلال ها ُواکس و …. از این گروه هستند . که می توانند مورد سوء مصرف قرار گیرند این گروه از مواد نیز باعث آسیب زدن به سیستم اعصاب ، قلب ، روان و بدن میگردند .

« نه » گفتن را بیاموزیم .

همه ما روزی به دنیا آمده ایم . به تدریج رشد کردیم و با حمایت والدین یا دیگر افراد بزرگ شدیم به یاد بیاوریم که والدین مان در هنگام انجام هر کاری مراقب بودند و به یاد آوریم که آنها بسیاری از تصمیمات را تائید یا رد می کردند . اکنون ما تکامل یافته ایم و به تدریج این وظایف را به عهده گرفته ایم . بنابراین چون ما مسئول مراقبت از خودمان شده ایم ما مسئول هستیم که در مواقع مورد نیاز بگوئیم « نه »

● چگونه به مصرف مواد بگوئیم « نه »

۱ . شرایط را در ک کنید . متوجه باشید که چه اتفاقی در حال رخ دادن است .

۲ . در ذهنتان دلایل خود برای « نه » گفتن را مرور کنید . مصرف مواد غیر قانونی است . به مغز و بدن شما آسیب می رساند و د رنهایت شما را گرفتار می نماید .

۳ . بگوئید « نه » نه گفتن شما در موقعیت صحیح نشان دهنده قدرت شماست .

۴ . پیشنهاد دیگری بدهید . اگر دوست شماست و می خواهید دوستی تان را ادامه دهید . پیشنهادات دیگری برای گذراندن وقت ارایه دهید . ( رفتن به سینما ، پارک ، بازی و ورزش و …. ) اگر طرف مقابل شما به نه گفتن شما احترام نمی گذارد ، دوست شما نیست .

۵ . از محل بروید . اگر فرد مقابل شما دوست شما نیست یا به پاسخ منفی شما احترام نمی گذارد .و اصرار می کند ، آنجا را ترک کنید .

● توصیه های مفید به دیگران برای ترک اعتیاد

ـ خطرات و عواقب مصرف مواد را برای او توضیح دهید . ـ به او بگوئید که با ترک اعتیاد ، عوارض جسمی ، به زودی بر طرف می شود . ـ توضیح دهید به او کمک خواهد شد که با تحمل کمترین مشکلات اعتیاد خود را کنار بگذارد . ـ دوستتان را مطمئن کنید که با تصمیم قطعی ، می تواند موفق شود . ـ به او یادآوری کنید که هر چه زودتر اقدام کند . ـ از او بخواهید از خانواده و نزدیکان کمک بگیرد . ـ او را مطمئن سازید که با ترک اعتیاد ، دوستان جدیدی پیدا می کند. ـ فرد را به کوشش برای ترک تشویق کنید تا حتی در صورت عدم موفقیت ، قبلی باز هم تلاش کند. ـ او را به یکی از مراکز معتبر درمان اعتیاد راهنمایی کنید .

● عوارض اعتیاد از جنبه های گوناگون

• اعتیاد خسارات و هزینه‌های بسیاری را به جامعه تحمیل می‌کند. بنابراین، عوارض ناشی از اعتیاد شامل عوارض فردی، خانوادگی، شغلی، اجتماعی و اقتصادی می‌باشد.

۱) عوارض اعتیاد بر سلامت جسمی و روانی فرد

• آسیب‌های عضلانی

• اختلالات کبدی و کلیوی

• عفونت‌های خطرناک (ایدز، هپاتین، کزاز)

• بیماریهای مزمن تنفسی

• اختلالات قلبی ـ عروقی

• سکته‌های قلبی و مغزی

• آتروفی مغزی

• ناتوانی جنسی و عقیمی

• اختلالت خواب

• افسردگی

• اختلالات روانی شدید و پایدار

۲) عوارض خانوادگی

• خشونت در خانواده شامل کودک‌آزاری و همسر آزاری

• عفلت از فرزندان

• مشکلات تحصیلی،‌ اختلالات روانی و خودکشی فرزندان

• نابسامانی و آشفتگی خانواده

• محدودیت در روابط سالم خارج از خانواده

• افت سطح اقتصادی و اجتماعی خانواده

• بی کفایتی در سرپرستی خانواده

• طلاق

۳) عوارض شغلی

• افت اعتبار فردی و موقعیت شغلی

• سوانح و حوادث حین کار

• غیبت از کار

• کاهش کارایی

• اخراج و بیکاری

 

۴) عوارض اقتصادی

• خسارات ناشی از کاهش نیروی مولد و افزایش نیروی مصرف کنندة جامعه

• هزینه‌های تحمل شده به نیروهای انتظامی و جمع‌آوری امکانات لازم برای مبارزه با جرایم مستقیم و غیر مستقیم ناشی از مواد مخدر

• صرف وقت دادگاه‌ها و نیروهای قضایی

• هزینة نگهداری مجرمین مواد مخدر و معتادان در زندان‌ها

• هزینة مراکز بازپروری و درمانگا‌ه‌های ترک اعتیاد

• هزینه‌ و خسارات ناشی از مراقبت‌های بهداشتی ثانیه شامل بیمارستان‌ها و درمانگاه‌‌ها

۵) عوارض اجتماعی

• ضعف پای‌بند به اصول اخلاقی و مذهبی

• انواع جرایم مثل سرقت، فحشا، خشونت، تجاوز و قتل

• افزایش مشاغل کاذب و بیکاری

• بی خانمانی و فقر

● علائم شک به اعتیاد نوجوان

علائمی که می‌توانند ما را به مصرف و اعتیاد فرزندمان مشکوک کنند بسته به مدت شروع مصرف و نوع ماده مصرفی می‌توانند متفاوت باشند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، مصرف مواد در بسیاری از موارد باعث تغییر برخی از صفات شخصیتی شخص می‌شود، نوجوانی که مدت‌ها گوشه‌گیر بوده و تمایلی به برقراری ارتباط نداشته، به طور ناگهانی تمایل زیادی به جمع‌های دوستانه پیدا می‌کند، پرحرف می‌شود‌، دوستی‌های جدیدی برقرار می‌کند و… مصرف مواد می‌تواند بر عملکردهای تحصیلی شخص موثر باشد.

برخی از دانش‌آموزان دچار افت تحصیلی می‌شوند، در حالی که برخی دیگر به‌خصوص در شروع مصرف، عملکرد تحصیلی‌شان به طور ناگهانی افزایش می‌یابد. شخص در مقابل تکالیف مدرسه بی‌مسئولیت می‌شود. دیر سر کلاس‌ها حاضر می‌شود و ممکن است بی‌قراری زیادی سرکلاس درس نشان دهد. بی‌حوصلگی، پرخاشگری، اضطراب، بی‌قراری، تمایل به پنهان‌کاری و… از علائم دیگری هستند که در رفتارهای نوجوانان و جوانان قابل توجه هستند. مصرف مواد می‌تواند عوارض جسمانی قابل توجهی در فرد ایجاد کند.

یکی از بارزترین نشانه‌ها، تغییر دوره‌های خواب و خوابیدن در روز است. مثلا فرد ممکن است تا نیمه شب بیدار بماند، در حالی که روز بعد تا ظهر بخوابد. در مصرف برخی مواد مثل موادمخدر، افزایش زیادی در خواب فرد ایجاد می‌شود، در حالی که در مصرف بعضی مواد دیگر مثل شیشه و یا مواد محرک دیگر، میزان خواب کاهش چشمگیری پیدا می‌کند. به طوری که ممکن است شخص تا ۷۲ساعت نتواند بخوابد.

تغییر اشتها، کاهش وزن، ریزش مکرر آب از چشم‌ها و لرزیدن تمام بدن همگی علائمی هستند که می‌توانند نشانه‌ای از مصرف مواد باشند. اطلاع والدین از عوامل زمینه‌ساز اعتیاد در جوانان، مواد خطرناک و غیرقانونی و ابزار، روش‌ها، ویژگی‌ و علائم مصرف این مواد از مهم‌ترین راهکارهای مقابله با اعتیاد است

راهي يكنواخت(هر روز براي يك روز) رسمي كه اعتياد داشت

چشم انداز خدمات NA

سنت سوم : ... به راستي بدون حضور اعضايي كه انجمن معتادان گمنام را تشكيل مي‌دهند، آيا خود نام انجمن معنايي دارد؟ يا باعث بهبود حال يك معتاد در حال عذاب مي‌شود؟ اكثر ما بارها گفته‌ايم كه من به تنهايي نمي‌توانم و مي‌دانيم كه اهميت اين موضوع به قدري است كه بهبودي شخصي همه ما را تحت تأثير خود قرار مي‌دهد.در اين راستا ما تجربه‌هاي غني و ارزشمندي را كسب كرده‌ايم كه به سنت‌هاي دوازده‌گانه NA معروف است.....


تازه واردين مهمترين افراد اين جلسه ميباشند (خوشامدگو)

تنها راه عبور (شهامت وتسلیم است)

فعاليت انجمن معتادان كمنام در زندان

چكيده :   زندان از دير باز بعنوان يكي از راههاي باز دارنده و اجراي مجازات عليه مجرمين مورد توجه بوده است و نگهداري از مجرمين در محل هاي بسته عوارض خاص خود را داشته و آسيب هاي فردي و اجتماعي متعددي را به دنبال دارد و مواد مخدر خصوصاً در قرن اخير يكي از دغدغه هاي بشر امروز بوده است.   زندان ها نيز از ره گذر مواد مخدر بيشترين آسيب را متحمل شده اند و مبارزه با آن در تمام زندان هاي دنيا به يكي از معضلات اساسي بدل شده است و هميشه مسئولين سازمانها تدابير و راه هاي مختلفي را در اين زمينه به كار بسته اند كه يكي از اين راهها تشويق و يا اجبار زندانيان به ترك مصرف مواد مخدر بوده است تا بتوانند مشكلات و آسيب هاي ناشي از مصرف مواد مخدر در زندانها را كاهش  دهند كه با بررسي عملكرد و فعاليت انجمن معتادان گمنام NA در زندانها به نظر مي رسد كه يكي از راههاي مناسبي است كه نتايج مثبتي را از خود نشان داده است .   مقدمه: اعتياد بيماري جسمي ،روحي و احساسي است. كه بر تمام ابعاد زندگي يك معتاد تأثير منفي مي‌گذارد. به نحوي كه مصرف و تهيه مواد مخدر براي يك معتاد مهم تر از سلامتي، رفاه، امنيت، خانواده و ... مي‌شود افراد معتاد اختيار زندگي خود را از دست داده و عملاً بر رفتار خود كنترلي ندارند و در نتيجه در داخل زندانها مشكلات عديده‌اي را بوجود مي‌آورند در واقع معتادان ديوانگان بيماري اعتياد هستند و زندانبانان مي‌بايست از آنها نگهداري كنند. بنابراين هرگونه اقدامي در جهت پيشگيري و تلاش براي كاهش تقاضا و يا قطع مصرف مواد مخدر در زندانها تأثير چشمگيري در كاهش آسيب رفتارهاي پرخطر خواهد داشت.   پيشينه فعاليت NA در زندانها فعاليت انجمن معتادان گمنام NA1 در ايران از سالهاي 1369 با هدف رساندن پيام بهبودي شروع شده است كه سرعت توسعه و گسترش روز افزون آن در همه شهرها و حتي روستاهاي كشور قابل تعمق است. و با عنايت به اينكه در زندانها و مراكز بازپروري معتادان زيادي نگهداري مي‌شوند اين خلاء براي رساندن پيام بهبودي به معتادان در زندانها احساس مي‌شد. لذا در همين راستا اعضاي شوراي منطقه‌اي ايران به تشكيل كميتة زندانها و بيمارستانها راي دادند و اولين جلسه كميته در تاريخ اول مهرماه 1383 تشكيل گرديد. اين كميته شامل يك مسئول، يك منشي، علي‌البدل و 15 سر گروه از نواحي مختلف تهران بودند. تا سال 1384 علاوه بر فعاليت در زندانهاي استان تهران در شهرهاي قم، شيراز، مشهد، بروجرد و اصفهان نيز          كميته هاي مربوطه تشكيل گرديد و به سرعت در ديگر شهرستانها گسترش يافت و هم اكنون تقريباً در سراسر كشور در بيش از 80 زندان فعال مي باشد .   چگونگي عملكرد و تأثير NA در زندانها بنابر تحقيقات و بررسيهاي انجام شده به وضوح مشاهده مي‌گردد روش بهبودي از طريق برگزاري جلسات NA در داخل زندانها از ظرفيت و قابليت موثري برخوردار است. در جلسات انجمن معتادان گمنان NA با بكارگيري روشهاي جالب و فرآيند كاركرد 12 قدم اصول بهبودي و سنت‌هاي دوازده‌گانه معتادان گمنام زندانيان به سمت پرهيز از مصرف مواد مخدر و بهبود شرايط زندگي سوق داده مي‌شوند كه برخي از اين دست‌آوردهاي مثبت در راستاي كاهش آسيب‌ رفتارهاي پر خطر زندانيان به شرح ذيل مي‌باشد: 1- چون زندانيان با شركت در جلسات NA  در مورد مشكلاتي كه دارند صحبت مي‌كنند و نسبت به آن اقرار مي‌نمايند موجب تخليه رواني شده و به آرامش بيشتري دست مي‌يابند و استمرار شركت در جلسات باعث مي‌گردد تا زندانيان احساس كنند كه مامن پناه گاهي جهت حل مشكلات روحي و رواني خود دارند و ناخودآگاه شركت در جلسات را ادامه مي‌دهند. 2- به تجربه ثابت شده است افرادي كه بطور مستمر در جلسات NA شركت مي‌كنند مدت زمان بيشتري پاك مي‌مانند و كمتر دچار لغزش شده و كمتر به مصرف مواد مخدر عود مي‌كنند. 3- حداقل تأثير جلسات NA اين است كه بخشي از اوقات زندانيان صرف اين جلسات مي‌گردد. 4- در زندانياني كه جمعيت كيفري كم است. معمولاً جلسات NA توسط كميتة خدمت‌گذاري NA شهرستان برگذار مي‌گردد. و چون برگزاري اين جلسات بصورت خودجوش مي‌باشد عملاً هيچگونه هزينه‌اي براي زندانها در بر ندارد. 5- به خاطر نوع عبارات تاكيدي مثبت و تكيه كلامهايي كه در جلسات بهبودي NA مرسوم است و عموما بصورت سپاسگذاري و تشكر از خالق هستي بيان مي‌شود. موجب ارتباط و نزديكي قلبي و روحي بيشتر فرد معتاد با خداوند كريم شده و گرايش به سمت مذهب و دينداري تقويت مي‌شود و فرد به سمت انجام فرائض ديني سوق داده شده و انجام فرائض ديني در اين افراد بيشتر مشاهده مي‌گردد. 6- چون در جلسات NA وارد جزئيات و مشكلات فردي و شخصي (خارج از مبحث اعتياد) نمي‌شوند در نتيجه زندانيان براي حل مشكلات شخصي خود وادار به تفكر شده و معمولاً نتايج شخصي مثبتي حاصل مي‌گردد. 7- رعايت نظم جلسات و احترام متقابل به يكديگر باعث مي‌شود. فرد احساس داشتن شخصيت كند و سطح رفتار و روابط اجتماعي افراد شركت كننده افزايش يافته و برخي از مهارت‌هاي زندگي را بهتر ياد بگيرند. 8- شيوة رفتار و گفتار در جلسات به نحوي است كه زندانيان با استفاده از مشاركت در تجربيات ديگران با نقاط ضعف و مثبت شخصيتي خود بهتر آشنا شده و طبيعتا در سدد حذف نقاط ضعف و تقويت نقاط مثبت خود براي بهبودي در زندگي بر مي‌آيند. 9- شركت در جلسات NA باعث تقويت بيشتر اعتماد به نفس و خودسازي و اميدواري جهت حصول زندگي بهتر شده و فرد از ثبات شخصيتي بيشتري برخوردار مي‌گردد. 10- افراد تازه وارد به جلسات NA از افراد موفق قديمي الگوبرداري نموده و به سمت بهبودي در شئونات زندگي حركت مي‌كنند. معمولاً به افرادي موفق گفته مي‌شود كه مدت زمان بيشتري پاك مانده‌اند و توانسته‌اند بر مشكلات اعتياد فائق آمده و پيشرفتهاي معنوي و مادي بيشتري را بدست آورند. 11- در جلسات NA معتادان تازه وارد بيشتر مورد توجه قرار مي‌گيرند و افرادي نيز كه بهبودي حاصل مي‌كنند با مهرباني سعي مي‌كنند به ديگران كمك كنند. يعني يك فرد در اين جلسات فرصت مي‌يابد تا خلاءها و كمبودهاي عاطفي خود را جبران نمايد و به آرامش روحي بيشتري نائل گردد. 12- كاهش يا قطع مصرف مواد مخدر موجب افزايش رعايت بهداشت فردي و جمعي شده و كاهش رفتارهاي پرخطر در بين زندانيان را به دنبال داشته و از توسعة بيماريهاي خطرناك (ايدز، هپاتيت و ...) جلوگيري كرده و سلامت عمومي جامعه كمتر به خطر مي‌افتد. 13- در افرادي كه بعد از آزادي نيز با شركت در جلسات NA خارج از زندان مدت زمان بيشتري پاك مي‌مانند معمولا بازگشت مجدد به زندان كاهش يافته و كمتر مشاهده مي‌شود و بازگشت به زندان بيشتر در كساني است كه به 12 قدم و 12 سنت عمل نكرده يا شركت در جلسات NA را ترك كرده‌اند.   پيشنهادات و نتيجه: بطور كلي مي‌بايست برگزاري جلسات NA از حمايت‌هاي مادي و معنوي بيشتري برخوردار شده واز آن بعنوان يك ابزار موثر در كاهش آسيب رفتارهاي پرخطر در زندان استفاده مطلوب‌تري گردد. پيشنهاد مي‌شود موارد مطروحه ذيل بطور جدي و مداوم مدنظر قرار گرفته در جهت اجرايي نمودن آن تلاش گردد. 1- آشنا نمودن و آموزش كليه پرسنل زندانها با تأثيرات مثبت جلسات NA جهت همكاري و مساعدت بيشتر براي تشكيل مستمر مناسب آن در زندانها 2- از كتابها و نشريات NA به تعداد كافي از طريق واحد فرهنگي و خصوصا كتابخانه‌ها در اختيار زندانيان قرار گيرد. 3- علي‌رغم محدوديتهاي امنيتي و كمبودهاي فضاي داخلي زندانها، تدابير مناسب براي افزايش تعداد جلسات و برگزاري روزانه آنها در مكانها و زمانهاي مناسب اتخاذ گرديده تا زندانيان از آن بيشتر بهره‌مند شوند، حتي جلسات باز NA به همراه خانواده زندانيان برگزار گردد. 4- شيوه‌هاي مناسب تشويقي (پيگيري پرونده‌هاي قضايي، مددكاري، ملاقات حضوري، مرخصي، راي باز و ...) بكار گرفته شده تا انگيزه زندانيان براي شركت فعال در جلسات NA بيشتر گردد. 5- ترجيحا زندانياني كه در جلسات NA شركت مي‌كنند در بندهاي جداگانه‌اي نگهداري شوند. يا حتي‌المقدور در هر بند اطاقهاي جداگانه‌اي براي نگهداري زندانياني كه در حال بهبودي و قطع مصرف مواد مخدر هستند بعنوان اطاق سلامت در نظر گرفته شود و متادون درماني در آن به شدت محدود و نهايتا قطع گردد. زيرا متادون خود يك ماده مخدر اعتياد آور است. 6- شركت مسئولين زندان در برخي جلسات NA موجب دلگرمي شركت كنندگان و خدمت گذاران جلسات NA شده و باعث با اهميت نشان دادن آن مي‌شود، همچنين با برخي مشكلات داخلي زندان و راه‌كارهاي مناسب آن آشنا مي‌شوند. 7- با توجه به فضاي استرس‌زاي زندان سعي گردد. تا با برگزاري كلاسهاي آموزشي مختلف در بخشهاي فرهنگي، حرفه‌آموزي ، اشتغال، صنايع دستي، ورزشي و.... تمام اوقات فراغت زندانيان به نوعي پر شده تا از آسيب و گرايش آنها به اعتياد كاسته و پيشگيري شود. ما مي‌بايست در نظام زندانباني اسلامي با بكارگيري روشهاي علمي و مناسب براي زندانيان بستري را فراهم كنيم كه دوران محكوميت، دوراني براي بازگشت به خويشتن و زنده كردن بهترين خصلتهاي انساني باشد. كه خداوند در وجود آدمي به وديعه نهاده است.       پي نوشت ها : 1-Ncrcotics Amonymous       منابع : 1- كتاب سفيد،ناشر انجمن NA جهاني ،‌مترجم : كميته ترجمه NA 2- راهنماي جلسات NA ايران ، انجمن معتادان گمنام 3- مجموعه دوازده جلدي  مجله پيام بهبـــــــودي 4- كتاب پايه انجمن معتادان گمنام . 5- ساير جزوات معتادان گمنام NA

کمال این است وبس

گوهر خویش را هویدا کن   کمال این است و بس

خویش را در خویش پیدا کن   کمال این است و بس

چند میگویی سخن از درد و عیب دیگران؟

خویش را اول مداوا کن  کمال این است و بس

پند من بشنو  به جز با نفس شوم بد سرشت

با همه عالم مدارا کن   کمال این است و بس

چون به دست خویشتن بستی تو پای خویشتن

هم به دست خویشتن وا کن کمال این است و بس

تسلیم

وقتی ما شروع به انجام قدم اول می نما ییم به تدریج متوجه می شویم که معنای تسلیم شدن در برنامه ، آن چه تصور می کردیم ، نمی باشد . در گذشته احتمالاً فکر می کردیم که تسلیم شدن حالتی است مخصوص برای اشخاص ترسو یا ضعیف . ما فقط دو نوع زندگی می شناختیم ، یا انکه باز هم به کنترل مصرف مان ادامه دهیم و یا این که شاخه ای را که در رویش نشسته بودیم ، بریده و بگذاریم زندگی مان فنا شود . ما احساس می کردیم در صحنه ی جنگی در کنترل مصرفمان بودیم که اگر در آن تسلیم می شدیم ، مواد مخدر برنده می شد.

ما در بهبودی متوجه می شویم که تسلیم به معنای رها کردن دست آویزها ی پل های پشت سر است که ما خودمان علیه بهبودی مان نگاه داشته بودیم .

به معنای دیگر تسلیم ، تمایل به ادامه زندگی وزیستن به نوع دیگر می باشد .

مراحل تسلیم برای هر انسانی ، بسیار خصوصی وشخصی است . تنها خود ما می توانیم رسیدن به مرحله ی تسلیم را احساس کنیم . ما بر اهمیت تسلیم تأکید می کنیم زیرا این مرحله زیر بنای اصلی ودر حقیقت همان چیزی است که ما را قادر به بهبودی یافتن وباز یابی می نماید . هنگامی که تسلیم می شویم در قلب خود احساس می کنیم که دیگر به حد کافی زجر کشیده ایم ، نوعی احساس آرامش ما را فرا می گیرد که به ما می فهماند کشمکش دیگر پایان یافته است . بدون توجه به اینکه چقدر جنگیده ایم ،بالاخره به نقطه ی تسلیمی رسیده ایم که به ما می فهماند که ما قادر به متوقف ساختن مصرف مان تنها با استفاده از قدرت شخصی خود نمی باشیم . ما قادر به اقراربه عاجز بودن مان در مقابل اعتیادمان می شویم . آنگاه به طور کامل دست برمی داریم . با آنکه در اعماق قلبمان هیچ نمی دانستیم که دقیقاً چه اتفاقی خواهد افتاد ، قدرت خود را جمع کرده وبه عاجز بودن مان اقرار می نماییم . دیگر آن سرابی که به ما می گفت قادر به کنترل مصرف مان هستیم کاملاً ازدست می دهیم و نتیجه آ ن باز شدن درهای بهبودی به رویمان می باشد

تغیر تصادفی نیست

بیچون و چرا بودیم. وقتی شروع به مصرف کردیم، تأثیری را وارد زندگی خود کردیم که ما را به آرامی از این مسائل دور کرد. هر چه در مسیر اعتیاد بیشتر به پایین کشیده میشدیم، از شادمانی، کنجکاوی و عشق دورتر میشدیماین سفر یکشبه اتفاق نیفتاد. اما جدا از مدت آن، با مشکلاتی فراتر از مصرف مواد به درهای NA رسیدیم. تأثیر اعتیاد کل الگوی زندگی ما را چنان تغییر داده بود که دیگر قابل شناسایی نبود.

درست است که قدمهای دوازدهگانه معجزه میکند، اما بسیاری از آنها یکشبه مؤثر واقع نمیشود. بیماری ما به آرامی تأثیر بدی بر رشد روحانی ما گذاشت. بهبودی تأثیر جدیدی را بر زندگی ما میگذارد، به طوری که منبع انجمن و قدرت روحانی ما را به آرامی به سوی الگوهای جدید و سالم زندگی هدایت میکند.

البته این تغییر «صرفاً تصادفی نیست.» اما اگر با تأثیر جدیدی که NA در زندگی ما ایجاد کرده است همکاری کنیم، در طول زمان تغییر شخصیتی را که بهبودی مینامیم، تجربه خواهیم کرد. قدمهای دوازدهگانه برنامهای را برای همکاری مورد نیاز جهت بازیابی شادمانی، کنجکاوی و عشق نسبت به زندگی فراهم میسازد.

تشریح قدم چهارم

قدم چهارم معتادان گمنام
قدم چهارم

ما یک تراز نامه اخلاقی٫بی باکانه و جستجوگرانه از خود تهیه کردیم.

-- رسالت همه قدم ها برداشتن موانع بین ما و خداوند است و در این قدم عدم شناخت من از خودم بعنوان یک انسان٫ حائل و مانعی بین من و خداوند که می بایستی با کار کردن این قدم تا حد امکان از بین برود.

قدم چهارم ابزار لازم جهت شناخت خود و نیز اطلاعات مورد نیاز برای دوست داشتن خود را به ما می دهد. هدیه این قدم آسایش – نشاط – آرامش و آزادی است و ننوشتن تراز نامه باعث عود بیماری و مصرف خواهد شد.

قدم چهارم دروازه بهبودی است. در این قدم اطلاعات لازم برای کار کردن قدمهای پنجم و نهم را بدست می آوریم.چون بیماری ما لاعلاج و پیشرونده است٫

پس لازم است فرآیند قدم چهار بارها و بارها در طول زندگی ما تکرار شود. (انکارها – رنجشها – ترسها و دیگر نواقص ما بنا بر خصوصیت بیماریمان مرتبا به ما هجوم خواهند آورد.) هدف ما در بهبودی٫بیداری معنوی است و با انجام مکرر قدم چهار ذات و ریشه خطاهای ما را آشکار می سازد. همچنین به ما کمک می کند نقاط قوت وجود خود را شناسایی کنیم.

فرآیند تراز نامه نویسی راهی بسوی آزادی از شر گرفتاریهایمان می باشد و قرار نیست با نوشتن تراز نامه به محکومیت خود بپردازیم و ثابت کنیم که چقدر بد بوده ایم.در فرآیند قدم چهارم برای ما مشخص میشود که مشکلات ما حتی قبل از اولین بار مصرف مواد مخدر وجود داشته است و احساساتی مانند ترس- رنجش-متفاوت بودن وانزوا بود که ما را به سمت مصرف مواد مخدر هل می داد. ما مواد مصرف می کردیم تا این احساسات بد و ناخوشایند را تغییر دهیم.

تراز نامه ما دردها و درگیریهای حل نشده گذشته مان را برای ما عریان می سازد تا دیگر در اختیار آنها نباشیم.

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

مفهوم بی باکانه در این قدم به این معنی است که علارغم همه ترسها یمان کار نوشتن ترازنامه را شروع کنیم. یعنی شهامت صادق بودن با خود٫با خدا و با راهنمایمان. یعنی شهامت اعتماد به فرآیند این قدم و خداوند٫جهت رفع مشکلاتمان در انجام قدم.

نوشتن تراز نامه هیچگاه پایانی ندارد و هیچکس نمی تواند کاملترین ترازنامه را بنویسد٫ بنابراین به دام کمال گرایی نمی افتیم و بصورت منظم و مستمر شروع به نوشتن آن با کمک گرفتن از خداوند می کنیم.

مدت زیاد پاکی نباید مانعی در شناسایی ترس از انجام این قدم باشد. احساس ترس از انجام اینکار طبیعی است.ممکن است ریشه ترس ما را از انجام این قدم٫تجربه های ما از کارکردهای قبلی این قدم باشد.چون فهمیده ایم که نوشتن ترازنامه به معنای تغییر است و دیگر نمی توان بدون پرداخت بهای سنگین و درد بسیار از روی خصوصیات مخرب خود عمل کرد.



بعضی وقتها اینکار(ترازنامه نویسی)به معنای رها کردن چیزی یا کسی یا خصوصیتی و یا رنجشی در زندگیمان خواهد بود.چیزهای که اغلب به آنها وابستگی شدیدی پیدا کرده و از وجود آنها احساس امنیت میکنیم. بنابراین نیاز به شهامت و بی باکی زیادی در انجام قدم چهارم داریم.

ما به بی باکی و شهامت نیاز داریم٫چون باید بر انکار و عدم تمایلمان غلبه کنیم. عدم تمایل نسبت به آشکار شدن ابعاد بیشتر و بزرگتر بیماریمان و اینکه این بیماری تا چه اندازه در همه جنبه های زندگی ما ریشه دوانده. پی بردن به این مسئله می تواند باعث وحشت و حیرت ما شود٫بنابراین بی باکی ضرورتی اجتناب نا پذیر است.

ترازنامه اخلاقی

در برنامه ما و در این قدم لغت اخلاقی هیچ ربطی به محدودیتهای رفتاری – معیارهای اجتماعی و یا قضاوتهای دیگران ندارد. ترازنامه اخلاقی ابزاری است تا از طریق آن اخلاقیات – خصوصیات – ارزشها و اصول شخصی خودمان را کشف کنیم.

در این قدم می آموزیم نگاهی متفاوت به اخلاق داشته باشیم و مجبور نیستیم این نگاه را با ارزشها و اصول مورد قبول دیگران ربط دهیم. قضاوت آنها اهمیتی ندارد.

ترازنامه ای از خودمان

ترازنامه قدم چهارم٫ترازنامه ای از خودمان است و نه مربوط به دیگران. باید مراقب باشیم تا نقش خودمان را در حوادث و رویدادهای زندگیمان پیدا کنیم تا از احساس رنجش و ترس و انزوا و دیگر احساسات ناخوشایند رهایی پیدا کنیم. (کمک راهنما ضروری است.)

اصول روحانی

تمایل برای انجام این کار (ترازنامه نویسی)ضروری است.

شروط سه گانه تمایل

صداقت : نیاز است در انجام نوشتن ترازنامه بصورتی دقیق و وسواسی با خود صادق بوده و در هر مرحله از خود سوال کنیم آیا این مطلب را با صداقت نوشته ام یا خیر؟

شهامت : برای روبرو شدن با ترسهایمان (ترس از نوشتن ترس از روبرو شدن با خود واقعی ام و دیگر ترسها)نیاز به اصل روحانی شهامت داریم.

ایمان و اعتقاد : نسبت به فرآیند قدم چهارم و اینکه خداوند قادر است ما را در انجام این قدم (نوشتن ترازنامه و پیدا کردن واقعی و شناخت خودمان)یاری می کند

تکنیکهای نوشتن ترازنامه

نشستن در محیطی آرام – تمرکز افکار بروی موضوع – دعا کردن برای ابراز نهایت دقت – جستجو گری و صداقت

محدودیتی نداریم برای اینکه مطالب کلیشه ای بنویسیم بلکه آزاد هستیم تا هر مطلبی که ارزش نوشتن را دارد در ترازنامه بیاوریم.

ترازنامه ما بایستی حول سه محور :١-رنجشها ٢-ترسها ٣-روابط جنسی نوشته شود.

رنجشها

وقتی احساسات قدیمی را دوباره حس می کنیم و قادر به رها کردن آنها نیستیم و یا وقتی نمی توانیم چیزی و یا کسی که ما را ناراحت کرده ببخشیم و یا فراموش کنیم

در حالت رنجش هستیم.

نوشتن رنجشها به شرطی که بتوانیم نقش خود را در ایجاد آنها ببینیم(مثل توقع زیادی)کمک می کند تا بتوانیم آنها را رها کنیم.

نوشتن رنجشهایمان به کشف راهها و الگوهای رفتاری می انجامد که از طریق پیروی از آنها همیشه به دام می افتادیم و در چرخه خشم و تاسف بحال خود گیر می کردیم.

بعضی از اوقات عدم توانایی و عدم تمایل من برای تجربه کردن بعضی از احساسات باعث بوجود آمدن رنجشها در من می شد.

قدم چهارم کمک می کند تا همانطور که رنجشهایمان را بررسی می کنیم بتوانیم احساسات خود را اعم از منفی یا مثبت شناسایی و بررسی کنیم. انکار کمک می کند تا با اقرار به احساسات بد و شناسایی آنها از قیدشان رها شویم. مثل احساس گناه یا خجالت (که بصورت واقعی و غیر واقعی بروز می کنند)

احساس گناه یا خجالت واقعی در زمانهایی که کارهایی بر خلاف اصول و ارزشهای مورد قبولمان مرتکب شده ایم(مثل وارد ساختن خسارتی یا سوءاستفاده از کسی)ظاهر می شوند.

احساس گناه یا خجالت غیر واقعی احساساتی هستند که ما هیچ نقشی در آنها نداریم بلکه توسط خانواده – جامعه – مذهب و یا مرامات به ما القاءشده اند. مرز بندی و تشخیص این مرزبندی بسیار ضروری است.

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

ترسها

ریشه بیماری اعتیاد٫با تلاقی مملو از ترسهای خودمحورانه است و اصولا اعتیاد بیماری ترس است.ترس فعال کننده تمامی نواقص شخصیتی ماست.

پس از ترس دروغ می گوئیم – با ترس عقب می کشیم و منزوی می شویم – با ترسیدن مواد مخدر مصرف می کنیم – با ترسیدن به دیگران صدمه زده و آزارشان می دهیم – با ترسیدن از دیگران سوءاستفاده می کنیم – با ترسیدن تایید طلبی می کنیم – با ترسیدن پرخاشگرو هتاک می شویم – کتک می زنیم و کتک می خوریم – با ترس از تنهایی دیگران را استثمار می کنیم – با ترس از نداشتن خود خواهانه حرص می زنیم و بی ملاحظه گی می کنیم – با ترس از دست دادن چیزی یا موقعیتی بر سر اصول سازش می کنیم – با ترس از اینکه تحت فشار احساسی شدید قرار بگیریم نصفه و نیمه زندگی می کنیم و زندگی می کنیم بدون اینکه کاملا زنده باشیم.(حرف خود را می خوریم و یا از مبارزه دست بر می داریم اوضاع و احوال روز و یا زندگی)

هدف از لیست کردن ترسهایمان٫ریشه کنی ترسهای خودمحورانه و خودخواهانه از وجودمان است تا دیگر نیرویی برای انهدام و خرابی نداشته باشد.



٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

روابط

لازم و ضروری است که راجع به روابطمان با هر کس و هر چیز و هر موسسه و نهادی(نهادهای قانونی و یا دینی)و حتی روابطمان با نیروی برتر را در ترازنامه بنویسیم.(مثل روابط با اجتماع یا قانون و....)

حتی اگرکوچکترین فکری راجع به یک رابطه قدیمی (از هر نوع که باشد)به ذهن مان می رسد یا احساسی راجع به آن رابطه حس می کنیم٫پس مطلبی در مورد آن وجود دارد که بایستی در ترازنامه بررسی شود.

در نوشتن ترازنامه بایستی مشخص گردد چه تضادهایی در شخصیت من وجود دارد که بر روی دوستی یا در روابط عاشقانه و عادی من تاثیر منفی می گذارد و چرا روابط من اغلب به ناکامی و تلخ کامی منجر می شود .

در نوشتن این بخش از ترازنامه کشف می کنیم که چرا از ایجاد صمیمیت با دوستان – شرکا و همسر و خانواده خود اجتناب می کردیم.(آیا از ترس شناسایی شخصیت بیمار من توسط دیگران نبوده است)و اینکه چرا در دوستی هایم متعهد نبوده – سوءاستفاده می کردم – استثمار می کردم – صدمه می زدم و مسئولیتی بعهده نمی گرفتم و همچنین اینکه چرا در بعضی از روابطم اجازه سوءاستفاده به دیگران می دادم تا احساس اجحاف و سوءاستفاده شدن و قربانی شدن بکنم.

در نوشتن این بخش از ترازنامه بایستی روشن شود که کدامیک از نواقص اخلاقی من بیشترین تاثیر را بروی روابط من دارد.(عدم صداقت – خود خواهی – کنترل سوءاستفاده و...)

کشف این مسئله که چرا در نشست و برخاست با افراد مختلف٫شخصیت من نیز تغیر می کند بسیار ضروری و مهم است.(بوقلمون صفتی و تایید طلبی – چاپلوسی و نان به نرخ روز خوردن

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

روابط جنسی

نوشتن این بخش از ترازنامه بسیاری از افراد را از انجام این قدم باز می دارد. ولی پی بردن به دلیل پرداختن به اینگونه از روابط به ما کمک می کند تا با آن راحت باشیم.

قرار است که پس از انجام قدم چهارم با تمایلات و باورهای جنسی خود ارصلح باشیم و نگاه گناه آلود به آنها نداشته باشیم.

با ترازنامه نمی نویسیم تا خود را با رفتارهایی که دیگران بعنوان رفتار نرمال قبول دارند٫مقایسه کنیم٫بلکه این کار را فقط بخاطر اینکه بتوانیم ارزشها – اصول و اخلاقیات خود را شناسایی کنیم٫انجام می دهیم. این مقایسه ممکن است به ما احساس گناه – پشیمانی و یا مزمت خود را القاءکند.



نوشتن این بخش از ترازنامه به ما کمک می کند تا تمایلات جنسی خود را با عشق اشتباه نگیریم.همچنین نوشتن تراز روابط جنسی ما را روشن می سازد در صورتیکه پیش شرط روابط سکسی با افراد٫یک شرط لازم الاجرا در روابط من می باشد. پس این نوع رابطه یک رابطه ناسالم و بر مبنای سوءاستفاده است.

در این ترازنامه می فهمیم که نباید برای پر کردن خلاء روحانی و اجتناب از تنهایی و یا برای رها شدن از یک احساس ناخوشایند٫از روابط جنسی استفاده کنیم.

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

سوءاستفاده

دردناکترین مرحله در انجام قدم چهارم پرداختن به این قسمت است که شاید راهنما بتواند ما را در گذر از این مرحله کمک نمایید و دعا کردن می تواند بسیار موثر باشد.

یادآوری این مطلب که توسط کسانی که قرار بود ما را دوست داشته باشند و یا ازما حمایت و مراقبت کنند مورد سوءاستفاده قرار گرفته ایم بسیار درد ناک است. دردناکترین احساسی که در تمام مدت عمر تجربه کرده ایم.

تا زمانی که دردها را در درون خود بصورت یک راز نگه داریم٫ممکن است باعث انجام کارهایی شود که نمی خواهیم انجام دهیم.(مثل فاصله گرفتن از دیگران یا انزوا – حس انتقام جویی و تقویت اعتقادات مخرب)

ابراز حقیقت و گشودن بند از پا ما را بسوی رهایی از دردهایمان رهنمون می سازد.(ما مستحق سرزنش نبوده ایم و نقش ما فقط حمل طولانی مدت این رازها بوده است.) همچنین اگر چنانچه ما به سوءاستفاده از دیگران مبالات ورزیده ایم ٫نباید اجازه دهیم احساس خجالت ناشی از آن به یٲس تبدیل شود.فرآیند بهبودی و کارکردن بقیه قدمها فرصت جبران خسارت را به ما می دهد.

باید مراقب باشیم در نوشتن ترازنامه هیچ گونه رازی را هر چقدرمهم هم که باشد از قلم نیندازیم.چون در غیر این صورت دستاویزی برای کارنکردن برنامه برای خود بوجود آورده ایم.

باید مواظب بزرگنمایی خود در نوشتن ترازنامه باشیم.بعضی از ما مسائلمان را برای جلب توجه دیگران بزرگنمایی می کنیم که این مسئله کمکی به ما جهت شناخت خود واقعیمان نمی کند بلکه ما را به بیراهه می برد.

ما در فرآیند قدم چهارم در حال ساختن یک خودارزشی هستیم بر مبنای حقیقت و صداقت و نه بر مبنای دروغ و باطل . حال وقت آن است که حقیقت را درباره خودمان بگویم .

در این قدم بایستی به داشته های خود و کارهای درستی که انجام داده ایم که برروی ما و اطرافیانمان تاثیرات خوب و مثبتی نیز داشته اند٫بپردازیم و دلیل آن این است که اولا تصویر کامل و روشنی از خود داشته باشیم و دومٲ اینکه این ویژگیهای مثبت را تقویت کنیم.یکی از معنای شکر گزاری دیدن خصوصیات خوب و مثبت خود و تقویت بکارگیری آنها در خدمت خود و دیگران است.

انجام قدم چهارم ممکن است باعث احساس یٲس – تحقیر یا احساس نشاط و شادی شود.ولی مهم این است که یکی از تعهدات خود را راجع به بهبودیمان انجام داده و یکی از کارهای مهم را به پایان رسانده ایم و نیز خود را برای انجام بقیه قدمها واجد شرایط ساخته ایم.

انجام این قدم همچنین قابلیت زیستن در امروز را به ما می دهد. چون ما را از قید رنجشهای گذشته ٫ترسهای آینده و نیز مشکلات امروز که بعضٲ ریشه در روابط مان دارد٫رها می سازد.

 

 

دعای قدم سوم با طرح

 دعای قدم سوم 

پروردگارا

 خود را تقدیم تو میدارم , با من کن و از من ساز آنچرا که خود اراده کنی

از اسارت نفس رهایم کن تا انجام اراده ات را بهتر توانم

مشکلاتم را بگیر تا پیروزی بر آنها شاهدی باشد برای کسانی که با قدرت تو ,

عشق تو و راه تو

یاریشان خواهم داد , باشد که همیشه بر اراده تو گردن نهم


آمین

 

اهمیت راهنما گرفتن

باسلام

  • برای هر یک از ما هنگام ورود به انجمن خیلی مشکل بود که بتوانیم به دیگران اعتماد کنیم.
  • واین به خاطر این بود که وجود ما پر از نفرت وکینه وترس بود.
  • ولی پس از مدتی که در برنامه ماندیم متوجه میشویم که در اینجا میشود به دیگران اعتماد کرد.
  • اولین گام پس از ورود به انجمن ودر خواست کمک انتخاب راهنماست ولی این نباید باعث شود که ما عجولانه تصمیم بگیریم.
  • ما میتوانیم برای انتخاب راهنما در جلسات به مشارکت افراد گوش دهیم وبعد از جلسات با دیکران صحبت کنیو از میان انها یک نفر را انتخاب کنیم.
  • چیزی که بسیار مهم است این است که ما بایدبه یک نفر اعتماد کنیم کسی که این راه را رفته باشد(بلد راه باشد).
  • احمقانه ترین راه این است که مافکر کنیم بدون راهنما میتوانیم این مسیر را طی کنیم.
  • برای انتخاب راهنما باید چند مورد را در نظر بگیریم .
  • کسی را که انتخاب میکنیم باید قدم هارا کار کرده باشد.
  • او باید توانسته باشد لااقل قسمتی از این قدمها را در زندگی خود بکار گرفته باشد.
  • او باید به اندازه کافی وقت داشته باشد.
  • نکته مهم دیگر اینکه بین راهنما ورهجو هیچگونه پولی برای کار کرد قدم رد وبدل نمیشوداین کار با اصول ماسازگار نیست .
  • راهنما نباید در مسائل خانوادگی ومالی رهجو دخالت کند.
  • اگر شما شما بعد از این توضیحات هنوز نتوانسته ایدبه کسی در این زمینه اعتماد کنید میتوانید یک نفر را بطور موقت انتخاب کنید تا وقتی که شخص مورد نظری راپیدا کردیدبا او مسیر را ادامه دهید.
  • درپایان از دوستانی که دراین مورد تجربه ای دارند میخواهم که برای ما بنویسند.
  •  

معرفي انجمن معتادان گمنام

معرفي انجمن معتادان گمنام «NA  »

اعضاي انجمن معتادان گمنام «NA  » چه كساني هستند؟

هر كسي كه بخواهد مصرف مواد مخدر را قطع كند، مي تواند عضوي از انجمن معتادان گمنام «NA  » باشد. عضويت، محدود به مصرف ماده خاصي نمي باشد. كساني كه احساس مي كنند با مواد مخدر چه انوع قانوني آن و چه غير قانوني كه البته شامل الكل هم مي شود، مشكل دارند به جمع ما خوش آمدند. تمركز بهبودي در انجمن معتادان گمنام «NA  » بر روي مشكل اعتياد است نه يك ماده خاص.

گمنامي

اصل اساسي گمنامي، باعث مي شود تا معتادان بدون ترس از ممانعت هاي اجتماعي و قانوني، در جلسات شركت كنند. اين براي معتادي كه قصد دارد براي اولين بار در جلسات شركت كند، مسئله مهمي است. همچنين، گمنامي، فضاي يكسان و مساوات را در جلسات به وجود آورده و اين اطمينان را ايجاد مي كند كه هيچ فرد يا شرايطي، مهمتر از پيام بهبودي كه در قالب مشاركت مطرح مي شود، نيست.

 

 

جلسات:

روش اصلي بهبودي در انجمن معتادان گمنام «NA  »، باور اين برنامه و ارزش درماني كمك يك معتاد به معتاد ديگر است. اعضاء با حرف زدن درباره تجربيات و بهبودي شان از مصرف مواد مخدر، در جلسات شركت مي كنند. ساختار جلسات انجمن معتادان گمنام «NA» غير رسمي است و در مكاني كه توسط گروه اجاره مي شود، برگزار مي گردد و توسط اعضايي كه به نوبت جلسه را باز و بسته مي كنند، رهبري مي شود. هزينه جلسات انجمن معتادان گمنام «NA» و ساير خدمات، به طور كامل از محل كمك هاي داوطلبانه اعضاي معتاد و فروش نشريات بهبودي، تامين مي گردد. كمك هاي مالي از طرف كساني كه عضو نيستند، مورد قبول نيست. اكثر جلسات انجمن معتادان گمنام «NA»، به طور مرتب و هفتگي، در زمان و مكان معيني و معمولاً در اماكن عمومي، برگزار مي شوند.

اساساً، دو نوع جلسه وجود دارد: جلساتي كه براي عموم آزاد است (جلسات باز) و جلساتي كه براي عموم آزاد نبوده و مختص معتادان است (جلسه بسته). جلسات اشكال و فرم هاي متفاوتي دارند: مشاركت، سخنران، سئوال و جواب، موضوعي و بعضي نيز تركيبي از اين موارد مي باشند. هدف همه جلسات يكي است: فراهم كردن محيطي امن و مناسب براي بهبودي شخصي.

انجمن معتادان گمنام «NA» چگونه كار مي كند؟

كمك معتادان به يكديگر براي بهبودي، پايه و اساس انجمن معتادان گمنام «NA» است. اعضاء به طور مرتب، گرد هم جمع مي شوند تا درباره تجربيات شان در بهبودي حرف بزنند. اعضاي با تجربه بيشتر (كه به راهنما معروفند) به طور فردي با اعضاي جديدتر كار مي كنند. هسته اصلي و قلب برنامه انجمن معتادان گمنام «NA» دوازده قدم است. اين قدم ها مجموعه اي از رهنمون ها براي دست يابي عملي به بهبودي است. با دنبال كردن اين رهنمون ها و كار كردن صميمانه با ساير اعضاء معتادان ياد مي گيرند كه مصرف مواد مخدر را قطع كرده و با مسائل زندگي روزانه روبرو شوند. انجمن معتادان گمنام «NA» يك سازمان مذهبي نيست و نماينده مكتب اعتقادي خاصي نمي باشد. اين انجمن، اصول روحاني پايه اي مانند صداقت، روشن بيني، ايمان، تمايل و فروتني را به معتادان مي آموزد تا در زندگي روزانه مورد استفاده قرار دهند. نحوه استفاده عملي از اصول روحاني، خاص هر فرد است و توسط خود وي تعيين مي گردد. بهبودي در انجمن معتادان گمنام «NA»، يك درمان معجزه آسا نيست كه در يك مقطع زماني خاص صورت بگيرد، بلكه فرآيندي است مداوم و مشخص. اعضاء خود، براي پيوستن به انجمن معتادان گمنام «NA» و طي كردن بهبودي با سرعت دلخواهشان، شخصاً تصميم مي گيرند.

تصویر زندگی برای یک معتاد در عذاب

اندیشه وتصور ما این است وقتی که روشن بین نباشیم وباوری جدید را در زندگی پیشه نکنیم.

وآن تنها پاک زیستن است که این تصورات را ازبین می برد . پس همین امروز اقدام کن .

 

اکستازی از شادی تامرگ





مقدمه:

آیا تا کنون اسم (اکستازی) را شنیده اید؟آیا مصرف هم کرده اید؟!!در هر صورت امروز تصمیم گرفتم که در مورد این ماده مخدر که کم کم رواج یافته و روز به روز بیشتر می شود و سوالات زیادی هم درباره آن مطرح است، مطلبی هرچند کوتاه بنویسم.امیدوارم که استفاده کنید!

(منظورم ازمطلبه!!!)

 برای دیدن ادامه مقاله به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

مقدمه:

از اینکه  فرصت کردم تا مطلبی بنویسم بسیار خوشحالم و امیدوارم که تا اینجا از تمام مطالب بهره کافی برده باشید.Ecstasyآیا تا کنون اسم (اکستازی) را شنیده اید؟آیا مصرف هم کرده اید؟!!در هر صورت امروز تصمیم گرفتم که در مورد این ماده مخدر که کم کم رواج یافته و روز به روز بیشتر می شود و سوالات زیادی هم درباره آن مطرح است، مطلبی هرچند کوتاه بنویسم.امیدوارم که استفاده کنید!

(منظورم ازمطلبه!!!)

   شکلها ونامهای اکستاسی
این ماده مخدر روان گردان بسیار خطرناک بوده و به شکلهای مختلف تزریقی ، قرص ، ژل ، برچسب و نوشیدنی موجود می  باشد . اکستاسی معمولاً به شکل قرص ها ی رنگی است که روی این قرص ها شکلهایی مانند : قلب ، پروانه ، ستاره ، حروف لاتین و...  حک شده است ودر بسته بندی های مختلفی از جمله بسته هایی به اشکال کارتونی ، مثل میکی موس ، پوکمان و ... ارائه می شوند . این قرص ها در بین مصرف کنندگان با نام های مختلفی مثل قرص X  ، قرص عشق، قرص نشئه، بمب شادی ، داروی هم آغوشی ، سوپرمن ، مرسدس، استار، جت و... شناخته می شوند .

اکستاسی یک داروی روان‌گردان مصنوعی با دو خاصیت تحریکی شبه آمفتامین و توهم‌زای شبه LSDاست. نامهای خیابانی این ماده XTC قرص شادی ، عشق و آتش فرشته می‌باشند. فرمول شیمیایی آن متیلن ‌دی‌اکسی ‌متامفتامین یا بطور مخفف MDMA است. این ماده برای سیستم عصبی سمی بوده و در دوزهای بالا قادر است درجه حرارت بدن را خیلی سریع افزایش دهد که منجر به تخریب عضلات ، کلیه و سیستم قلبی عروقی خواهد شد.


تولد اکستازی

اولین بار این مواد در سال 1914 توسط کشور آلمان ساخته‌شد و به عنوان کم کردن اشتها در جنگ جهانی دوم بر روی سربازان مورد امتحان قرار گرفت. در سال 1985 در کشور هلند به عنوان ضد‌‌ افسردگی استفاده گردید. همچنین ماده‌ای دیگر به عنوان توان‌زا به آن افزوده شده و با نام ایکس‌ستیو وارد خاورمیانه و ایران گردید بعد به دلیل اینکه بازار خوبی پیدا نکرد، روان گردان نامگذاری شد ولی باز هم در بین جوانان بازاری پیدا نکرد در نتیجه برای اینکه جوانان هم به این سمت و سیاق کشیده شوند ، نام شادی آور یا شادی بخش بدان نهادند.

اشکال مواد شادی آور

قرص و کپسول ، آنهایی که از خارج از کشور وارد می‌شوند دارای شکل و رنگ هستند، اما آنهایی که در ایران ساخته می‌شوند فاقد رنگ و شکل خاص هستند و اگر انگشت بر روی قرص‌ها بکشیم و رنگ آنها برود آن موقع می‌فهمیم که آنها قرص اکستازی ایرانی هستند.که به صورت مایع ، به صورت پودری ، به صورت آدامس ، به صورت خوراکی موجود می‌باشد.

X از حدود نیمه های دهه 1960 به عنوان آمفتامین با عوارض کمی برای کاهش افسردگی وارد بازار شد و به صورت کوتاه مدت باعث بهبود این مشکلات شد اما به دلیل سوء مصرف باعث مشکلات زیادی می شود که موجب شده از آن به عنوان یک ماده مخدر نام برده شود.

دلایل مصرف اکستاسی 
هر فردی ممکن است به دلایل مختلفی داروهای به اصطلاح نشاط آور و یا قرص های اکستاسی را امتحان کند .
- بسیاری از جوانان تحت تأثیر سخنان دوستان خود در مورد ایجاد احساسات هیجان انگیز کاذب و از بین رفتن مهارتهای اخلاقی ، از این ماده استفاده می کنند .
- مشکلات خارج از توان فرد ، مشوقی نیرومند برای مصرف چنین موادی است . بعضی از افراد برای رهایی از آلام ناشی از صدمات روحی یا مشکلات جسمی به این داروها پناه می آورند .
- فرار از افسردگی ، رسیدن به آرامش ،داشتن لحظاتی شادتر و ایجاد تنوع در روند یکنواخت و مأیوس کننده زندگی از دیگر دلایل روی آوردن جوانان به این قبیل مواد است .

حالات فرد پس از مصرف اکستاسی :

15 تا 20 دقیقه بعد از مصرف قرص های اکستاسی آثار سوء قرص ها مشاهده می شود .
* اکستاسی یک داروی توهم زا بوده و برمغز اثر گذاشته و باعث تأثیر بر تفکر ، خلق و خو و حافظه می گردد . پس از مصرف شخص نمی تواند موقعیت صحیح خودرا درک کند و دچار توهم می شود .
یک مصرف کنند ه اکستاسی می گفت: در یک مهمانی ایکس ، مردی که به مقدار زیاد و به طور مداوم اکستاسی مصرف می کرد، خودرا پرتقال می دانست و یکی از مصرف کنندگان فکر می کرد که مگس است و به دفعات سرش را به شیشه پنجره می کوبید .

* مصرف کنندگان این قرص ها موقعیت خودرا از نظر فضا ، مکان و زمان نمی توانند به درستی تشخیص دهند . طبق گزارشات و به عنوان نمونه : چندین مورد اشخاص مصرف کننده ، ازپنجره طبقات بالایی آپارتمان بی اختیار به بیرون آمده و سقوط کرده اند ویا جوانی که اکستاسی مصرف کرده بود در حالیکه ماشین با سرعت زیاد در اتوبان درحال حرکت بود در ماشین را بازکرده و از ماشین بیرون آمد.


عوارض مصرف اکستاسی :
- مصرف این قرصها باعث افسردگی ، گیجی ، اضطراب بیش از حد ، سوء ظن و بدبینی ، جنون گذرا و... می شود .
- اقدام به خودکشی وخودزنی پس از مصرف این قرص ها نیز گزارش شده است.
- مصرف اکستاسی همچنین باعث تغییرات فشارخون ، افزایش ضربان قلب ، اتساع مردمک ، لرز، تهوع و استفراغ ، نارسایی کلیه ها و... می گردد .
- مصرف این قرص ها در بعضی موارد سبب مسمومیت ، تشنج ، اغما و مرگ خواهد شد .
نکته قابل توجه این است که : پس ازفقط یک بار مصرف اکستاسی آثار مخرب این قرص برمغز تا 7 سال پس از این مصرف ، درعکس های گرفته شده از مغز مشاهده می شود .

عوارض بر روی مغز به روایت عکس






میهمانی های ایکس ( X پارتی ) 
اکستاسی یا (( داروی طراح )) در میهمانی هایی به نام میهمانی های X یا ریو ( RAVE ) مصرف می شوند .
اکستاسی میل به خوردن و خوابیدن را مهارمی کند و در نتیجه مصرف کنندگان می توانند بدون نیاز به خوردن و خوابیدن در میهمانی های چند روزه شرکت کنند . همه شرکت کنندگان این مجالس اکستاسی مصرف نمی کنند ولی همه آنها شاهد مصرف این مواد مخدر خواهند بود ، بنابراین هر فردی که در مهمانی X شرکت می کند در معرض خطر استفاده از اکستاسی قرار می گیرد .
در این مجالس به علت هیجان بیش از حد و نداشتن کنترل رفتار ، روابط جنسی بدون محافظت صورت می گیرد و درنتیجه ممکن است شخص به بیماری هایی مثل ایدز و هپاتیت ( BوC ) مبتلا گردد .



کلام آخر : بسیاری از افراد به اشتباه تصور می کنند که با مصرف قرص های اکستاسی (( شادتر می شوند )) و بهتر فعالیت می کنند ، این فقط یک باور غلط است ، این مواد دیر یا زود جسم و روان را نابود می سازند .
فشارهای زندگی ممکن است انسان راتحت تأثیر قراردهند اما راه حل هایی وجود دارند :
- ورزش ، رژیم غذایی مناسب ، پیاده روی همراه با مشاهده طبیعت سبب احساس رضایت و آرامش می شود .
- صحبت با یک فرد قابل اعتماد در مورد مشکلات می تواند کمک کننده باشد .
- واز همه مهمتر رازو نیاز با خالق هستی و طلب کمک و راهنمایی از او باعث آرامش و تسلی دلها می گردد .
جوانان امید های آینده اند .والدین باید با فرزندان خود صحبت کنند و وقت بیشتری را به آنها اختصاص دهند .
بنابراین :
• به مشکلات جوانان گوش دهید ، آرزوهایشان را بشنوید .
• از تلاشهای آنها در جهت کارهای مثبت هر چند بدون نتیجه باشد تعریف کنید .
• توانایی آنها را تمجید و روحیه شان را تقویت نمایید .
• با آنها درمورد داروهای خطرناک و عوارض آنها صحبت کنید .
• آنها را به نیایش و ذکر خدا تشویق نمایید.
و مطمئن باشید شما می توانید زندگی عزیزان خود را نجات دهید .


دعای آرامش با طرح


پروردگارا

***

به من آرامش ده

تا بپذیرم آنچه را که تغییرش در توانم نیست

***
دلیری ده

تا تغییر دهم آنچه را که تغییرش در توانم هست

***
بینش ده

تا تفاوت آن دو را بدانم

***
مرا فهم ده

تا متوقع نباشم که دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند

***
آمین

*

گوشه ای از تاریخچه انجمن معتادان گمنام


در سال 1935 میلادی پدیده ای به نام (Alcoholics Anonymous) الكلی های گمنام كه به AA معروف است، در دنیای ما به وجود آمد كه تاثیر آن در زندگی الكلی ها و معتادان، مانند تاثیر پیغمبران در زندگی بی اعتقادان بود. بنیان گذار این انجمن در اثر یك تجربه عمیق روحانی از وسوسه اعتیاد به الكل رها شده بود و به تجربه دریافت كه رسانیدن پیام بهبودی به الكلی های دیگر، تضمینی جهت بهبودی شخصی اوست. او متوجه شده بود كه فقط با در میان گذاشتن تجربه بهبودی خود، قادر به حفظ آن می شود.

گسترش ابعاد این كشف بزرگ روز به روز فراتر رفت و اكنون حدود 250 برنامه خود یاری در زمینه های مختلف اعتیاد و ناهنجاری روانه، از همین روش كه به نام دوازده قدمی، معروف شده بهره برداری می كنند.   

تاریخچه معتادان گمنام در ایران

در سال 1369 دو برادر كه در خارج از كشور با كمك انجمن، در بهبودی به سر می بردند و به ایران آمده بودند. اولین جلسه معتادان گمنام را.....


برای دیدن تاریخچه , مجوز  , اعضای انجمن و... به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

در سال 1935 میلادی پدیده ای به نام (Alcoholics Anonymous) الكلی های گمنام كه به AA معروف است، در دنیای ما به وجود آمد كه تاثیر آن در زندگی الكلی ها و معتادان، مانند تاثیر پیغمبران در زندگی بی اعتقادان بود. بنیان گذار این انجمن در اثر یك تجربه عمیق روحانی از وسوسه اعتیاد به الكل رها شده بود و به تجربه دریافت كه رسانیدن پیام بهبودی به الكلی های دیگر، تضمینی جهت بهبودی شخصی اوست. او متوجه شده بود كه فقط با در میان گذاشتن تجربه بهبودی خود، قادر به حفظ آن می شود.

گسترش ابعاد این كشف بزرگ روز به روز فراتر رفت و اكنون حدود 250 برنامه خود یاری در زمینه های مختلف اعتیاد و ناهنجاری روانه، از همین روش كه به نام دوازده قدمی، معروف شده بهره برداری می كنند.   

تاریخچه معتادان گمنام در ایران

در سال 1369 دو برادر كه در خارج از كشور با كمك انجمن، در بهبودی به سر می بردند و به ایران آمده بودند. اولین جلسه معتادان گمنام را در مركز بازپروری قرچك برگزار كردند. این جلسات به مدت یكسال ادامه داشت اما به علت دیدگاه های آن زمان نسبت به بیماری اعتیاد، این دو برادر از ادامه این راه باز ماندند و انجمن معتادان گمنام ایران كه تازه تاسیس و نو پا بود برای مدتی فعالیتش متوقف شد، اما این پایان راه نبود زیرا در سال 1372 دو نفر كه در ایالات متحده و كانادا از طریق انجمن ، سلامتی خود را باز یافته بودند، در تهران  به طور اتفاقی در یك مهمانی با هم آشنا می شوند و تصمیم می گیرند كه به یاری هم و با همكاری سازمان بهزیستی پیام بهبودی را به معتادانی كه در مركز بازپروری قرچك بسر می بردند برسانند. در این بین یكی از اعتضای نسبتاً با سابقه و فعال انجمن در خارج از كشور نیز به جمع آنها اضافه شد و پس از آن شكل گیری انجمن در خارج از كشور نیز به جمع آنها اضافه شد و پس از آن شكل گیری انجمن معتادان گمنام در ایران شتاب بیشتری به خود گرفت و بالاخره آنان موفق شدند نظر مسئولین بهزیستی  را برای برگزاری جلسات هفتگی در مركز بازپروری قرچك در تاریخ (31/1/73) جلب نمایند. این گروه 3 نفری در مرداد 1373 توانستند محلی مستقل در تهران برای برگزاری جلسات خود اجاره نمایند. ضمناً یكی از دو برادری كه در ابتدا از آن ها یاد كردیم نیز به این گروه نوپا پیوست و هم اكنون پس از گذشت سالها همه روزه جلسات متعددی در تهران، مراكز استانها، شهرستانها، روستاها و اقسا نقاط كشور برگزار می شود و تعداد قابل توجهی از معتادان توانسته اند با كمك انجمن بهبودی و سلامتی خود را بازیابند.

مجوزرسمی فعالیت

انجمن NA ایران براساس مجوز نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، پلیس اطلاعات و امنیت عمومی ناجا در تاریخ 17/02/1386 تحت شماره 21065 اداره ثبت شرکت ها به ثبت رسیده و در روزنامه رسمی شماره 18120 مورخ 26/2/1386 درج گردیده است.

منبعی در اجتماع شما

معتادان گمنام ، تشكیلاتی غیر انتفاعی، بین المللی و انجمنی برخاسته از بطن اجتماع می باشد كه با هدف بهبودی معتادان ، در 116 كشور فعال است. اعضای انجمن معتادان گمنام  NA، چگونگی زندگی بدون مواد مخدر را از یكدیگر یاد گرفته و از عوارض اعتیاد در زندگی شان بهبود می یابند.

اگر در نظر دارید انجمن معتادان گمنام را به كسی كه با مواد مخدر مشكل دارد، توصیه كنید ممكن است سوالاتی ما داشته باشید. این جزوه برای پاسخگویی به چنین سؤالاتی طراحی شده است.

اعضای انجمن معتادان گمنام چه كسانی هستند؟

هر كسی كه بخواهد مصرف مواد مخدر را قطع كند، می تواند عضوی از انجمن معتادان گمنام باشد. عضویت محدود به مصرف ماده خاصی نمی باشد. كسانی كه احساس می كنند با مواد مخدر (از نظر ما الكل هم نوعی ماده مخدر است) چه انواع قانونی آن و چه غیر قانونی كه البته شامل الكل هم می شود، مشكل دارند به جمع ما خوش آمدند. تمركز بهبودی در NA بر روی مشكل اعتیاد است نه یك ماده خاص.

میزان رشد در انجمن معتادان گمنام

از آنجائیکه هیچ مدرکی از حضور و شرکت افراد در برنامه، نگهداری نمی شود، برآورد کسانی که به انجمن معتادان گمنام آمده و نهایتاً ، پاکی های طولانی مدتی را به دست می آورند. سخت است. تنها شاخص موفقیت ما، رشد سریع تعداد گروه های انجمن در طول چند سال اخیر و گسترش معتادان گمنام در نقاط مختلف جهان استدر سال 1978، ما کمتر از 200 گروه ثبت شده در سه کشور داشتیم. در سال 1982، 11 کشور 1200 گروه داشته و در 1993، 60 کشور دارای بیش از 13 هزار گروه با بیش از 19 هزار جلسه بوده اند. طبق برآوردی در آگوست 2002، تقریباً 20 هزار گروه ثبت شده در 108 کشور، بیش از 30 هزار جلسه هفتگی برگزار می گردند. آخرین برآوردها در سال 2005 حاکی از فعالیت 32 هزار در 113 کشور جهان می باشد. نتایج بررسی ها در اطلاعات آماری ذیل، بدست آمده از بررسی تقریباً نیمی از 13500 شرکت کننده در همایش جهانی NA در جرجیای آتلانتا در سال 2002، می باشد:

سن:

2% پاسخگو ها کمتر از 20 سال سن داشتند.

11% بین 21 تا 30 سال سن داشتند.

32% بین 31 تا 40 سال سن داشتند.

41% بین 41 تا 50 سال سن داشتند.

12% بالای 51 سال سن داشتند.

2% پاسخگو نبودند.

 

جنسیت:

55% پاسخگو، مرد بودند.

44% پاسخگو ، زن بودند.

1% پاسخگو نبودند.

از پاسخگوها در این تحقیق پرسیده شد:، چگونه انجمن معتادان گمنام را پیدا کرده اند؟

(پاسخگو ها می توانستند بیشتر از یک گزینه را از بین پاسخ ها انتخاب کنند.)

62% معرفی از طریق مراکز درمانی و مشاوره

45% معرفی از طریق دیگر اعضا

21% معرفی از طریق یک عضو خانواده.

20% معرفی از طریق سیستم قضایی (دادگاه، بازپروری ، جلسات در زندان ها، ...)

 

تنوع قومی

به نظر می رسد تنوع قومی در بین اعضاء می تواند نشانگر مکان و محل جغرافیای این بررسی قرار گیرد. نتیجه تحقیقات در سال 2002 در آتلانتا این بود که:

49% پاسخگوها سفید پوست ، 39% سیاه پوست، 4% اسپانیولی زبان و 8% سایر نژادها بودند. در 1998 ، در سن حوزه کالیفرنیا، 71 %  پاسخگوها سفید پوست ، 14% سیاه پوست، 9% اسپانیولی زبان و 6% سایر نژادها بودند.

 

NA در اجتماع

کمیته های داوطلب متشکل از اعضای NA، به منظور هماهنگ کردن بسیاری از خدمات در جامعه ، تشکیل شده اند. هیچ کمک مالی را از کسانی که عضو نیستند نمی پذیرند. هیچ مشاور یا وکیل حرفه ای ندارند و هیچ درمانگاه یا امکانات اقامتی را فراهم نمی کنند. در ذیل فهرستی از خدماتی که توسط این کمیته ها ارائه می شود را ملاحظه می کنید:

 

جلسات اطلاع رسانی به جامعه توسط اعضای NA ، جهت آگاه کردن جامعه از وجود انجمن معتادان گمنام و خدمات قابل دسترس آن، برگزار می شود.

 

کنفرانس ها و نمایشگاه های مربوط به بهداشت و سلامت، رویدادهایی هستند که توسط سازمان های حرفه ای برگزار شده و NA ممکن است در آنها غرفه داشته و یا در قالب یک کارگاه، اطلاعاتی را ارائه کند.

 

معرفی NA اغلب به مراکز مذهبی، نیروی انتظامی، قضات، مشاورین ، پرستاران ، دکترها ، مسئولان و مربیان آموزش و پرورش و غیره به منظور اطلاع رسانی صورت می گیرد.

 

اعلامیه های خدمات عمومی می تواند اطلاعاتی در مورد NA را از طریق رسانه ها (مطبوعات، رادیو ، تلویزیون ، بیلبورد، تبلیغات اتوبوس و پوستر) به عموم منتقل کند.

 

خدمات تلفنی اطلاعاتی جلسات محلی و اطلاعات عمومی مربوط به NA را از طریق تلفن فراهم می سازد.

 

فهرست جلسات برنامه هایی هستند که به صورت فراگیر یا محلی برای اعلام ساعت و محل جلسات تهیه شده و عموماً به راحتی یافت می شوند.

 

خدمات به بیمارستان ها و زندان ها توسط کمیته ای با همین عنوان و از طریق برگزاری جلسات اطلاع رسانی صورت می گیرند تا به شرکت کنندگان پایه و اساس برنامه انجمن معتادان گمنام را معرفی کنند. آنها پیام بهبودی NA را به معتادانی که دسترسی کامل به جلسات NA را ندارند می رسانند.

جلسات یا معرفی ها ، برای بیمارستان ها ، زندان ها ، مراکز بازپروری معتادان ، مراکز سم زدائی و سایر موسسات ذیربط از شمول وظایف کمیته یاد شده است.

خدمات نشریات شامل انواع کتاب، جزوه و نوارهای شنیداری می شوند.

بعضی از آن ها در قالب خط بریل (برای نابینایان) و بعضی با ویرایش حروف بزرگ هستند. نشریات انجمن معتادان گمنام، به زبان های زنده دنیا و نیز فارسی چاپ می شود

 

شکوه

سفر بهبودی

بهبودی یعنی سفر در ناشناخته ها  بهترین ابزار راهنما است . پس روشنبین باش

فکر بسته

  ما امروز فهمیده ایم که مشکل ما مصرف مواد مخدر نبوده است. بلکه نواقصی بود که در وجود ما بوده و به خاطر همین نواقص در نقطه ای با مواد آشنا شدیم و مواد مخدر مغز ما را تحت تاثیر قرار داد. بیماری اعتیاد هم فکر و روح ما را در اختیار خود گرفت. ما ماندیم با یک فکر بسته، کوتاه و خود محور که همه چیز را از دید تونلی خود نگاه میکردیم. امروز که در برنامه قرار گرفته ایم فهمیده ایم که مشکل ما با قطع مصرف مواد حل نمی شود، بلکه باید تغییر کنیم، رشد کنیم و به اصول روحانی دست پیدا کنیم و این امر نیاز به فکری باز، دیدی باز، افکاری نو دارد و زمان، که این افکار نو به درون ما راه یابد که دست از خود محوری و کوته بینی برداریم و اجازه بدهیم افکاری نو جایگزین افکار کهنه و مخرب بشود. چون آن افکار کهنه و قدیمی ما حتی حاضر به قبول این واقعیت نبود که می شود بدون مواد مخدر هم زندگی کرد. اما اگر دریچه افکارمان را بر روی چیزهای جدید باز کنیم و با روشن بینی و فروتنی و فکر باز عمل کنیم، حتماً به سوی ایمان به نیروی برتر هدایت می شویم و دیر یا زود کمکی را که به آن نیازمند هستیم، دریافت خواهیم کرد. باز گذاشتن دریچه افکار در برابر تجربه های تازه، ما را به رشد روحانی نزدیک و در برابر افکار مخرب بیمه می کند.