فقط یک بار
ما بارها سلامت جسمی خود را بدست آورده بودیم،تا آن را با مصرف مجدد از دست بدهیم.

ما بارها سلامت جسمی خود را بدست آورده بودیم،تا آن را با مصرف مجدد از دست بدهیم.

در این پست و ادامه آن به غرور و خودخواهی و خودمحوری خواهم پرداخت، اما باری دیگر لازم می دانم تاکید دوباره ای داشته باشم بر این نکته که نوشته هایم برگرفته از تجربه ای است که توسط سایر همدردان بهبود یافته ام به من منتقل گردیده و باعث گردید تا با شناخت بهتری از خودم، این شاخه اصلی بیماریم را بهتر دیده و با توکل به خداوند و ابزار انجمن، آنها را در جایگاه اصلی خود قرار دهم.
همانطور که در پست های پیشین به کرات از غرورها و خود محوریهای کاذب خود نوشتم، زمانی که پیام انجمن را شنیده و به جاده بهبودی وارد شدم، با افکاری آشفته و خسته آمده بودم تا راهکاری بیابم و بتوانم در ترک بمانم، اما با خود غرورها و خود محوریهایم را نیز اینطرف خط آورده بودم. یکی از نکاتی که همان اوایل، به من گوشزد شد، که تو دانسته های خود را نگه دار، بموقع از آنها استفاده خواهی کرد، اما فعلا" فقط گوش کن و بقول معروف پنبه ها را از گوشهایت بیرون آورده و در دهانت بگذار. اوایل پذیرفتنش برایم سنگین بود، چرا که هنوز غرور کاذب از درون فریاد می زد، تو همه چیز می دانی، از همه سرتر و مهمتری و . . . . .
لطفا با ادامه مطالب همراه باشید
این جمله، دومین ضربه به دیوار غرور کاذبم بود، در اولین مرحله، اعلام اینکه من به تنهائی نمی توانم از پس مشکل اعتیادم برآیم و نیازمند کمک و یاری هستم، اولین ضربه را زده بود. با آنکه واقعیت داشتند، اما من همچنان در پذیرفتنش، مشکل داشتم. شاید این نیز مشکلی مشابه باشد با سایر تازه واردان به انجمن و به همین دلیل است که در راهکار انجمن نیز که بصورت نوشته در اختیار هر عضو تازه وارد قرار می گیرد، نیز به نوعی به این موضوع اشاره شده : که اگر شما طالب آنچه که ما داریم، هستید و حاضرید برای بدست آوردنش کوشش کنید، در آنصورت آماده اید تا قدمهای خاصی را بردارید. اینها اصولی هستند که بهبودی ما را ممکن ساختند. بنابراین من، باید به راهکار آنانی که پیش از من طی مسیر کرده بودند، گوش فرا می دادم.
دوستانم مرا از خطرات این دشمن زیرک درونی، آگاه نموده، یادآوری کردند که اگر با غرور و خودمحوری بخواهی وارد این مسیر شوی، این نقص درونی، حتی اگر تو را به مصرف دوباره بازنگرداند، اجازه نخواهد داد تا به آرامشی که لازمه تداوم این راه است، دست یابی. آنان یادآور شدند که دروازه ورودی بهبودی، کوتاه است و تو باید خم شده، تا بتوانی از آن عبور کنی. با شروع تمرین صداقت با خود، دریافتم حق با آنان است. بیاد آوردم چگونه به صرف داشتن همین غرور کاذب و خود محوریهایم، ضربه خورده بودم.
شاخه های غرور و خود محوری که در خود شناختم عبارت بودند از :
۱ - توجه و تائید طلبی :
بیاد آوردم که در دوران گذشته، بدلیل بیگانگی با خودم، هرگز آن توجهی که نیاز داشتم به خود واقعیم داشته باشم، را نداشته و بدنبال آن بودم که این توجه را از دیگران بگیرم. همیشه می خواستم دیگران به من توجه کنند، دوستم داشته باشند. با خودم غریبه بودم، زیرا هرگز احساس واقعی خوبی در درونم نداشتم، در آن ایام اصلا" حاضر نبودم با احساسات واقعی خود روبرو شوم و همین امر باعث شد تا روز بروز از خود دور شده، برای برطرف کردن جای خالی آن، نیازمند توجه دیگران بودم تا با موافقت و تائید آنان، بخش تاریک درونیم را روشن کنم. بخوبی بخاطر دارم که تا بدان حد خود محوری در من ریشه دوانده بود که حتی اگر میهمان داشتیم و یا خود میهمان بودیم، زمانی که همسرم در آشپزخانه، سرگرم صحبت با فامیل و دوستان بود، با خود می اندیشیدم که در مورد من صحبت می کنند، گوئی که خداوند تنها یک مخلوق اصلی داشته و آن نیز من هستم که سایر مخلوقاتش هیچ سخنی ندارند، الا در مورد من.
این نقص، چیزی نبود که با شروع مصرف، در من شکل گرفته باشد. برای من اینطور نبود، بیاد دارم از همان کودکی چگونه در پی مطرح نمودن خود و جلب توجه گرفتن از خانواده و یا دوستانم بودم. مرحوم پدرم، بدلیل علاقه زیادی که به من داشت، مرا با اسامی مختلفی صدا می زد و من نه تنها از این مسئله ناراحت نمی شدم، خیلی هم کیف می کردم. در جمع دوستان، وقتی فوتبال بازی می کردیم و من موفق به گل زدن می شدم، شادمانیم بیشتر از آنکه از موفق بودنم باشد، از این بود که همه دوستان، نگاهشان به من است.
رفته رفته که بزرگتر می شدم، نوع توجه طلبی و تائید طلبی نیز همزمان با من رشد نمود. بیاد خاطره ای از دوران سربازی افتادم که امروز از بازگو کردن آن خجالت نمی کشم.
در دوران سربازی، به اتفاق عده ای از دوستان که در پادگان دیگری خدمت می کردند و توسط یکی از دوستان قدیمیم که او چند ماهی زودتر از من به سربازی رفته بود و توسط او با دیگران آشنا شده بودم، خانه ای اجاره کرده بودیم و با آنکه دوران خدمتم بسیار بسیار، راحت سپری می شد، با آنکه در آن ایام هنوز مصرف کننده نبودم اما در اوج تائید طلبی و توجه خواهی از دیگران بسر می بردم. روزی از پادگان برگشته و به خانه رسیدم، با قیافه ای ناراحت و درهم سلام کردم، دوستانم پرسیدند اتفاقی افتاده ؟ گفتم سرطان خون دارم و از بهداری پادگان بمن گفته اند نتیجه آزمایش خونت این است که سرطان داری. بندگان خدا شروع کردند به دلداری دادن و چقدر ناراحت بودند. ۲ هفته تمام، آنان سر کار بودند و باورشان شده بود که بزودی خواهم مرد، آنان در دل غمگین بودند و من در دل خوشحال، که این همه در جمع آنان عزیز شده و مورد توجه قرار گرفته ام. در آن ایام این دقیقا" چیزی بود که می خواستم داشته باشم و با دروغی که به ظاهر بسادگی مطرح شد، آن را بدست آوردم.
با شروع مصرف الکل (پست مروری بر گذشته ۱) و پس از آن مواد مخدر، به موادی آشنا شدم که با مصرفشان، یکی از تاثیراتی که در من می گذاشتند این بود که مرا به شخصی مبدل کند که می توانست با سخنان و رفتارش مورد تائید و توجه جمع قرار گیرد و من نیز که تشنه این مورد بودم، مواد را به عنوان راه حلی راحتتر برای رسیدن به این مقصود انتخاب کردم.(تاثیرات دیگر مصرف را در پست های گذشته به آنها اشاره نموده و هم مجددا" با نگاهی بازتر به آنها خواهم پرداخت.)
از همین زمان بود که دانستم من به چیزی فراتر، از بیرون نیاز دارم تا به من آرامش دهد. هر آنچه به من مربوط می شد از خوراک و پوشاک گرفته، تا تحصیل و دوست و خانواده، هیچ زمان در جایگاه واقعی خود از دیدگاه من قرار نگرفت و من با خودخواهی هایم، همواره انتظار بیشتر و بیشتری داشتم. اینها باعث گردید تا با نپذیرفتن هر آنچه که بود، با خودم، آرامش نداشته و خود واقعیم را دوست نداشته باشم.
از اینکه می دیدم درونم، سرشار از کمبود است و از ایجاد ارتباط انسانی و منطقی با خود و سپس جامعه بیرونم، روز بروز فاصله می گیرم، نیاز به مطرح بودن را در من زنده تر می نمود و همین عاملی بود تا به مرور رفتارم، آکنده از خود بزرگ بینی، خود مطرحی شود و تمام مدت در "خود" غوطه ور باشم و جامعه را بخشی از خود دانسته، فکر کنم مرکز دنیا هستم و همه چیز و همه کس بایستی حول من بچرخد و تصورم این باشد که هر آنچه در اطرافم در حال اتفاق است، بخاطر من است.
رفته، رفته در انجمن، آموختم که من تنها عضو کوچکی از قدرت بزرگتری هستم که جامعه مرا تشکیل می دهد، به من نوید داده شد، زمانی که شروع کرده به همراه عضو بزرگتر، حرکتی هماهنگ و هم سو نمایم، به معنای واقعی تری زندگی کرده و آنرا هر چه هست خواهم پذیرفت. آنگاه جای واقعی خود را به عنوان انسان در جامعه خواهم یافت و دیگر نیازی نخواهم داشت از خود تعریف کرده و یا منتظر تائید دیگران باشم. در آن هنگام، خودم، خود واقعیم را خواهم شناخت و آنرا هر چه هست دوست خواهم داشت. سرآغاز تغییر از سمت غرور به سمت تواضع و فروتنی آن است که خود را آنچه هستم، پذیرفته و لذا جای تمامی کمبودهای درونی، را خواهد گرفت. دیگر به جستجوی خواسته هائی از بیرون نخواهم بود، از مواد مصرفی گرفته تا تائید گرفتن و مورد توجه دیگران واقع شدن. راحت خواهم شد و اوج آرامش برای من در همین نکته است که به آنچه هستم و دارم، قانع شوم.
با توکل به خداوند و حمایت شما عزیزان، در پست بعد، شاخه دیگری از غرور و خودمحوری را دنبال خواهم نمود.
با دعای امروز، تا نوشته بعدی، حق نگهدارتان باد.
پروردگارا، مرا یاری کن تا با رها کردن وسوسه مطرح بودن و مورد تائید دیگران بودن، این پیوندهای خود با گذشته را پاره کنم.
بنام خدا،
وسوسه چیست ؟ و راههای مقابله با آن کدامند ؟ با نگاهی گذرا به کلمه وسوسه، شاید به همین اندازه بسنده کنیم و بگوئیم : میل به تجربه مجدد انجام کاری که در گذشته از آن خاطره خوبی داریم. اگر چه که این موضوع در بسیاری موارد، صدق می کند، اما اجازه دهید با نگاهی عمیقتر، وسوسه را ارزیابی نموده، تا بدانیم از چه قدرتی برخوردار است.
شخص مصرف کننده ای که اقدام به ترک می کند، پس از مدتی، نمی داند چرا این همه از درون آشفته، رنجور و حساس است ؟ خوب بیاد دارم، زمانی که چند روزی قطع مصرف میکردم و مرفین از جسمم خارج می شد، روزهای اول، شاداب و سر حال بودم، پر انرژی روزم را آغاز می کردم، طبیعت را زیباتر، احساس می کردم اما چند صباحی بیشتر طول نمی کشید و پس از آن دنیا برایم خیلی کوچکتر از گذشته بنظر میرسید، نمی دانستم چرا اینقدر کم حوصله و بی طاقت شده ام؟ و پر واضح بود که هیچ جوابی نمی توانستم برای خود بیابم. در این ایام، ذهنم مدام درگیر وسوسه مجدد مصرف بود که زیرکانه با خود، خاطرات خوب گذشته را در افکارم زنده می کرد و من نیز که همچنان اثیر غروری کاذب بوده و حاضر نبودم بپذیرم که قدرت کنترل مصرف نخواهم داشت و از سوی دیگر همچنان مواد را تنها راه حل بیرون رفتن از آن شرایط می یافتم، در برابر قدرت عظیم وسوسه فکری، تسلیم شده و مجددا" مصرف را آغاز می کردم. بسیاری از ما، با وجودی که میدانستیم و از تجربه ترکهای ناموفق گذشته دریافته بودیم که بقول کتاب، تنها راه جلو گیری از فعال شدن مجدد اعتیاد، خودداری از مصرف، در همان بار اول است و با وجود ۱۰۰٪ تمایل در ترک ماندن، نمی خواستیم بپذیریم که در مقابل مواد و مصرف، عاجزیم و لذا وسوسه، از همین نقطه و روزنه، بزرگترین ضربه را با ما می زد.
از قدرت وسوسه سخن گفتم، شخص مصرف کننده ای را در نظر بگیریم که بنا به هر دلیل بازداشت شده و در طول دوران زندانی بودنش، مجبور به ترک مواد مخدر می گردد، از آنجا که بر خلاف میل باطنی خویش و به اجبار از مصرف فاصله گرفته است، و نیز عدم شناخت از بعد روانی بیماری اعتیاد، در تمام طول دوران حبس خویش، هر روز که می گذرد، میل به مصرف نزد او قویتر می گردد، تا آنجا که دیگر در افکار خویش چیزی جز مواد مصرفیش و خاطرات گذشته را نخواهد دید و این مسئله، آنچنان او را درمانده خواهد کرد که دیگر تنها به زمانی می اندیشد که آزاد شده و بتواند دوباره مصرف کند. چنین شخصی، که پس از مدتها آزاد می شود، دیگر از لحاظ جسمی، هیچ مشکلی با مواد مخدر ندارد، اما به محض آزادی، حتی قبل از دیدن خانواده خویش، اولین کارش تهیه مواد و مصرف می باشد. دیگری نیز که خانواده اش بصرف رهائی عزیزشان از دام مصرف، او را در خانه حبس کرده و به باور خویش راه دسترسی و تهیه مواد مخدر را از فرزندشان می گیرند، به همین دلیل نمی تواند در ترک بماند.
اشخاصی که به قمار، الکل، اینترنت، سکس و غیره نیز وابستگی دارند و در نوشته پیشین به آن اشاره نمودم(وسوسه فکری ۱)، نیز از این قائده مستثنی نیستند. شخص قمار باز، به محض آنکه چند روزی به کازینو نمی رود، مدام با همین نوع وسوسه فکری در جنگ است، تنها ایامی را بیاد می آورد که برده است و با همین اندیشه است که مجددا" به کازینو می رود. در یک جمع بندی شاید بتوان تنها تفاوت بین اشخاصی که به مواد مخدر، الکل وابستگی دارند با دیگر اشخاص وابسته، این باشد که مصرف کنندگان، وابستگی جسمی نیز به نوع مصرفشان خواهند داشت، اما از لحاظ روحی، روانی و احساسی، بیماری مشابه است.
چگونه می توان با وسوسه فکری، مقابله نمود؟
ابتدا نیاز است که وجود وسوسه را انکار نکرده و یا از اینکه چرا دچار وسوسه فکری مصرف مجدد گشته ایم، دچار عذاب وجدان نشویم. زیرا شخص مصرف کننده، سالها برای آنکه بتواند علائم بیماری و دردهایش را ندیده و یا فراموش کند، مواد مصرف نموده است. به باور بسیاری از ما، مواد به بهترین دوست و یاورمان مبدل گردیده بود. جوابی بود برای هر سوال و یا مشکلی، احساس افسردگی یا خوشحالی می کردیم، خشمگین و عصبانی می شدیم، می ترسیدیم، مشکلات زندگی سر راهمان سبز می شد، صاحب فرزند شده و یا خدای ناکرده، عزیزی از دست می دادیم، هیچ تفاوتی نداشت مواد را به عنوان جوابی برای همه اینها دانسته و مصرف می کردیم.
دیگر نمی توانستیم مانند دیگران زندگی کرده و از آن لذت ببریم. برای زندگی به چیزی متفاوت نیاز داشتیم و تصور می کردیم آن را در مواد مخدر پیدا کرده ایم.
زمانی که قطع مصرف می کنیم، در واقع این جواب همه سوالات و مشکلات از ما گرفته شده است و طبیعی است که با بوجود آمدن هر مشکل و یا سوالی در ذهن، مواد خودش را ظاهر نماید.
راهکار انجمن ۱۲ قدم، برای این مواقع این است که :
اولا" بایستی از همه افراد و مکانهائی، که به نوعی به مصرفمان در گذشته ارتباط دارند دوری کرده و بقول معروف هم زمین بازیمان عوض شود و هم تیم بازیمان. خوب به خاطر دارم که دوست عزیزی که سالها، ترک کرده و در بهبودی است در بیان یکی از خاطراتش می گفت : پس از ۷ سال دوری از هر گونه مواد مخدر، دلم برای محله ای که در آنجا بزرگ شده بودم و ۱۷-۱۸ سال آنجا را ندیده بودم، تنگ شد. بدون آنکه هیچ گونه وسوسه ای داشته باشم به آن محل رفتم و بناگاه، با یادآوری خاطرات زمان مصرفم در آن مکان، وسوسه مصرف به سراغم آمد.
راهکار دوم انجمن، این است که بلافاصله تا وسوسه فکری به سراغمان آمد، از طریق تلفن به دوستی که در حال بهبودی است و یا حضور فوری در جلسات، آن را بیان نمائیم، زیرا، بقول کتاب، یک معتاد، بهتر از هر کس دیگر قادر است، یک معتاد دیگر را درک و کمک کند. تجربه نشان داده که تا چه حد، این راهکار می تواند موثر واقع شود و چنانچه آن را بیان نکنیم، در واقع به استقبال خطر بزرگی میرویم و بدون آنکه خود بدانیم، خود را برای رفتن و مصرف دوباره آماده می کنیم. افرادی که متاسفانه لغزش کرده اند، با بازگشتشان، همگی پیام مشترکشان آن است که این دو شرط اصلی را رعایت نکرده اند.
اگر چه که با کارکرد قدمها، حضور موثر در جلسات و اجرای راهکارها، هر چه زمان بیشتر بگذرد، با روشن بینی جدیدی که شخص در حال بهبودی پیدا می کند، رفته رفته، وسوسه کمرنگ و کمرنگتر خواهد شد.
با دعای امروز، تا نوشته بعد، لطف خداوند شامل حالتان باد.
خداوندا، قدرت آگاهی بمن عطا کن تا یگانه درسی را که نیازمندش هستم، بیاموزم : اتکای کامل به تو
احساس روزتان را بنویسید : در همین تایپ به وسیله نظردادن احساس
روزتان را بنویسید
به خودت بگو:
فقط براي امروز، افكارم را بر روي بهبوديم متمركز خواهم كرد،زندگي ميكنم و بدون مصرف هيچ گونه مادة مخدّري روز خوبي خواهم داشت.
فقط براي امروز، به كسي در NA اعتماد خواهم كرد، كسي كه مرا باور كند و ميخواهد در بهبوديم به من كمك كند.
فقط براي امروز، برنامهاي خواهم داشت و سعي خواهم كرد آنرا به بهترين شكل ممكن انجام دهم.
فقط براي امروز، به كمك NA سعي خواهم كرد از زاويه بهتري به زندگيم نگاه كنم.
فقط
براي امروز, ترسي نخواهم داشت و به روابط تازهام و آنها كه چيزي مصرف
نميكنند و راه تازهاي براي زندگي پيدا كردهاند، فكر خواهم كرد.
ماداميكه اين راه را دنبال كنم، از هيچ چيز واهمه نخواهم داشت

بهبودی از اعتیاد فعال یک فرایند است و همانگونه که هیچ معتادی به یک باره معتاد نمیشود بهبودی هم به یک باره اتفاق نخواهد افتاد . بعضی اوقات فرد معتاد انتظارات زیادی از خود , زندگی و حتی از بهبودی خود دارد ولی واقعیت این است که صبر و تلاش میتواند انسان را به کمال برساند و بی نیاز کند. امروزه بهبودی از مواد مخدر یک واقعیت انکار ناپذیر شده و دریچه امیدی به روی معتادان باز گشته و آن دروغ قدیمی که میگوید وقتی معتاد شدی همیشه آلوده باقی میمانی رو به فراموشیست.برای یک معتاد سخت است بپذیرد که باید برای رهایی روش زندگی خود را عوض کند ولی وقتی خستگی از بار سنگین اعتیاد وی را از پا در آورد مجبور خواهد بود زانو بزند و آمادگی پیدا کند برای یک دگرگونی جسمانی , روحانی و روانی . بیشتر هم دردانم و حتی خود من آن نقطه پایان را معجزه میدانیم , معجزه ی که توانست میل شدید به مصرف مواد مخدر را از ما بگیرد این فقط لطف و معجزه ی بزرگ از خداوند است .
همدرد عزیزم یادت باشد ما دیگر لازم نیست
با درد اعتیاد بمیریم
«براى من هم همين اتفاق افتاد و من با آن اين طور رفتار كردم».
ما با هر كس كه خواهان روال زندگى ما باشد، به جاى موعظه و قضاوت، تجربه، نيرو و اميد خود را در ميان مىگذاريم. اگرمشاركت در مورد تجربههاى دردناكمان حتّى بتواند به يك نفر كمك كند، ارزش درد و رنج را داشته است. مشاركت در مورد اين تجارب با خواستاران كمك، باعث تقويت بهبودى ما مىشود. ما اگر چيزى را كه بايد به مشاركت بگذاريم، براى خود نگه داريم، آن را از دست مىدهيم. كلمات، تا به مرحله عمل درنيايند، هيچ ارزشى ندارند.
ما رشد روحانى خود را وقتى باور مىكنيم كه بتوانيم دست خود را براى كمك به سوى ديگران دراز كنيم. كمكهاى ما از طريق شركت در كارهاى خدماتى و سعى در رسانيدن پيام بهبودى به معتادان دردمند اِعمال مىشود. ما مىآموزيم كه فقط با بخشش آن چه كه داريم مىتوانيم آن را حفظ كنيم. مطلب ديگرى كه تجربه ما نشان مىدهد اين است كه بسيارى از مشكلات شخصى ما، وقتى كه از خودمان بيرون بيائيم و به محتاجان كمك كنيم، از بين مىروند. ما تشخيص مىدهيم كه يك معتاد بهتر مىتواند يك معتاد ديگر را درك كند. ما هر چقدر هم كه كمك كنيم، هميشه معتاد محتاج ديگرى در راه است.
اكثر ما متوجه شده بوديم كه اعتيادمان يك خودكشى تدريجى است. اما اعتياد، اين دشمن زيرك زندگى، قدرت انجام هر گونه اقدامى را از ما سلب كرده بود. در نهايت بسيارى از ما كارمان به زندان ها كشيده شد. بسيارى دست به دامن پزشكان، روان پزشكان و يا مذاهب شديم، اما هيچ يك از آن ها براى حل مشكل ما كافى نبود. بيمارى ماهميشه يا دوباره عود مىكرد و يا بدتر می شد.
ما به دنبال كمك بوديم، امّا پيدا نكرديم. اكثر پزشكان از مسئله بغرنج ما چيزى سر در نمىآوردند و مىخواستند با تجويز دارو به ما كمك كنند. زنان، شوهران و عزيزان مان هر چه داشتند به ما مىدادند و به اميد بهتر شدن و يا قطع مصرف ما، تمام انرژى خود را از دست مىدادند. سعى مىكرديم به جاى موادمخدر مصرفى، نوع ديگرى را جايگزين كنيم، اما اين كار فقط رنج ما را طولانىتر مىكرد. سعى كرديم مصرف خود را محدود و تفننى كنيم، ولى موفق نشديم. در واقع چيزى به نام معتاد تفننى وجود ندارد. بعضى از ما در مذاهب، فرقهها و كليساها به دنبال جواب گشتيم. بعضى، با كوچ كردن و از شهرى به شهر ديگر رفتن، در فكر علاج بوديم و براى مشكلات خود، محيط زيست و شرايط زندگى را مقصر مىدانستيم اما اين رفتار تأييد طلبانه، بيش از گذشته ما را به عمق اعتياد سرنگون مىكرد. بعضى، ازدواج و طلاق يا فرار را امتحان كرديم، امّا هر كارى كه مىكرديم از بیماری خود رها نمىشديم تا عاقبت از روى ناچارى در معتادانگمنام به يكديگر پناه آورديم
ما می دانیم بهترين وسيله بهبودى، يك معتاد در حال بهبودى است. ما بر روى بهبودى و احساسات خود متمركز مىشويم، نه كارهايى كه در گذشته كردهايم. رفقا، اماكن وافكار سابق معمولاً تهديدى براى بهبودى ما هستند. ما احتياج به تغيير همبازىها، زمين هاى بازى و اسبابهاى بازى خود داريم.
اعتیاد
یعنی « وابستگی به مواد به گونه ای که کاملاً مضر به حال شخص و اجتماع
باشد » و مواد به هر نوع ترکیب شیمیایی که باعث تغییر در کار کرد مغز شود
گفته می شود ، این تغییر می تواند به صورت هیجان ، افسردگی ، رفتار ناهنجار
، عصبانیت ها یا اختلال در قضاوت باشد
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، مواد مخدر از مشتقات تریاک (opium ) هستند که شامل مورفین ، کدئین و مواد نیمه سنتز شده از آنها مانند هروئین می شود .
اصطلاح اپیوئید ( opioid ) اصطلاحی است گسترده تر که تمامی آگونیستها ( agonists ) و آنتاگونیستهایی ( antagonists ) را که فعالیت مشابه مورفین دارند (مانند پپتیدهای اپیوئیدی طبیعی از جمله آندورفینها را ) شامل می شود .
گاهی اوقات به اپیوئیدها اصطلاح مخدر اطلاق می گردد ، چرا که این مواد خواب آلودگی یا حالت شبه رویا که به آن چرت زدن (nod ) نیز گفته می شود ایجاد می کنند .
● گروههای مختلف مواد ( براساس اثرهای ناشی از آن )
۱ . مواد مخدر ( افیونی )
۲ . حشیش و ماری جوانا
۳ . مواد محرک سیستم عصبی
۴ . مواد کند ساز سیستم عصبی
۵ . مواد توهم زا
۶ . مواد استنساقی
۷ . سیگار و نیکوتین
۱ . گروه مواد مخدر
این گروه شامل تمام موادی است که خاصیت منگی ، بی حسی ، بی دردی ، و تخدیر کننده دارند . این مواد می توانند طبیعی یا صنعتی باشند مواد مخدر طبیعی از مشتقات تریاک می باشند ( سوخته ) مورفین ، کدئین و هروئین از ترکیبات نیمه صناعی تریاک و متادون و پتدین جز مواد مخدر صناعی می باشند .
● آثار مصرف مواد مخدر
ـ مواد مخدر روی مغز تاثیر می گذارد
. تفکر را کند کرده و واکنش را آهسته می سازد باعث ایجاد احساس شادی موقت و خیالبافی می گردد .
ـ مواد مخدر روی بدن تاثیر می گذارد
. باعث احساس رخوت و شل شدن عضلات ، ضعیف شدن تنفس ، کاهش ضربان قلب و فشار خون می گردد
. کاهش اشتها ، یبوست ، تهوع و استفراغ از تاثیرات آن بر بدن است . ـ مواد مخدر باعث مرگ می گردد .
ـ مواد مخدر به شدت اعتیاد آور است
. مواد مخدر باعث اختلات جنسی می گردد .
ـ مواد مخدر باعث تغییرات ظاهری نامناسب می شود رنگ پوست افراد معتاد به مواد مخدر کدر و لب های آنها تیره می شود به مدت سوء تغذیه ناشیب از کاهش اشتها افراد معمولاً دجار کاهش بافت عضلانی و کاهش وزن می شود .
ـ مواد مخدر باعث اختلالات روانی می گردد
. مواد مخدر باعث ایجاد بیماری های افسردگی ، شیدایی و یا مخلوطی از آنها می گردد ، این علائم به صورت تحریک پذیری ، انبساط خلق و افسردگی دیده می شود افراد معتاد دچار اختلالات خواب نیز می گردند .
ـ معتادان تزریقی به بیماریهای خطرناکی مبتلا می شوند . تزریق مواد مخدر موجب ایجاد بیماری های وخیمی مثل ایدز ، هپاتیت B و هپاتیت C و سایر بیماری ها می شود . این بیماری ها به شرکای جنسی و نوزادان آنها نیز منتقل می شوند
. عفونت بافت قلب ، کزاز و عفونت های پوستی و آبسه جلدی در این افراد شایع است .

● علایم مصرف مواد مخدر :
ـ سرخوشی ـ گیجی ـ اختلال عملکرد روانی ـ کاهش تنفس ـ تنگ شدن مردمک چشم ـ تهوع و استفراغ
علائم مسمومیت با مواد مخدر :
ـ تنفس کم عمق
ـ مردمک های خیلی کوچک ( ته سنجاقی )
ـ پوست سرد
ـ تشنج ـ اغما
ـ مرگ
● علائم عدم استفاده از مواد مخدر ( علایم ترک ) در فرد معتاد چنین است :
ـ درد عضلانی اسکلتی
ـ لرز
ـ بیقراری
ـ آبریزش بینی و چشم ها
ـ تعریق
ـ اسهال
ـ به هم خوردن وضع خواب
۲ . گروه حشیش و ماری جوانا
این گروه از مواد از زمان های دور مصرف می شده و از گیاه شاهدانه به دست می آید قسمت های مختلف آن برای تهیه موادی که حشیش ، ماری جوانا و روغن از آن جمله هستند ، استفاده می شوند .
حشیش را دود کرده یا با روش هایی می خورند
. شکل حشیش به صورت ماده ای خمیری و سیاه تا قهوه ای است
. ماری جوانا به شکل بوته خرد شده وجود دارد.
● علائم مصرف حشیش و ماری جوانا :
ـ قرمزی چشم ها
ـ نبض تند ( ضربان قلب تند )
ـ افزایش اشتها ، خشکی دهان
ـ سرگیجه و عدم تعادل
ـ توهم داتشن و هذیان ( دیدن و شنیدن یا ادراک چیزهایی که وجود ندارد . )
ـ اضطراب
ـ اختلال توجه ، تمرکز ، حافظه و قضاوت

● علائم قطع مصرف :
توجه : در صورت فطع مصرف پس از مصرف دراز مدت ، این علائم پس از چند ساعت ایجاد می گردد. و ۴ تا ۵ روز ادامه می یابد .
ـ تحریک پذیری ، بیقراری و اضطراب ـ لرزش دست ـ کاهش انرژی ـ بی اشتهایی ـ میل به مصرف
۳ . مواد محرک سیتم عصبی
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، این مواد دستگاه اعصاب مرکزی را تحریک نموده و سرعت عملکرد آن را زیاد می کنند ( مثل کوکائین و آمفتامین ، اکستا سی و.. )
انواع کوکائین : این مواد از گیاه کوکا بدست می آید . و به صورت پودر سفید بدون بو و تلخ مزه است ، در بیشتر موارد آن را از طریق بینی استنشاق می کنند ، نوع دیگر آن وجود دارد که قابل دود کردن است تزریق آن بسیار نادر ولی فوق العاده خطرناک است
. آثار آن سریع بوده و نیم ساعت تا یک ساعت طول می کشد . بنابراین برای حفظ اثر آن مصرف مکرر آن لازم است .
آمفتامین ها : ابتدا برا ی مصارف درمانی ساخته شده اند و در حال حاضر تنها در موارد معدودی در درمان کاربرد دارد . انواع غیر قانونی آن به صورت پودر ، قرص ، کپسول و در رنگ های مختلف در دست است.نام های خیابانی آن کریستال ، یخ ، و سرعت است . اکستاسی ـ یک آمفتامین توهم زا است ، به شکل قرص و. کپسول و رنگ های مختلف به صورت غیر قانونی ساخته می شود و به نام های X , و XTC و قرص شادی معرف است . این ماده به صورت خوراکی و اغلب در میهمانی های رقص خاص طولانی مدت و وحشیانه و کلوپ شبانه استفاده می شود .
● علائم مصرف : کوکائین :
ـ چشم قرمز رنگ ـ آبریزش ـ تغییرات گروه دوستان ـ تغییر وضع عقلی یا رفتاری ـ بی توجهی ـ افسردگی ـ خستگی ـ عدم علاقه به مدرسه ، فامیل و فعالیت های قبلی ـ نیاز مکرر به پول ( قرض کردن ) اکستاسی: ـ مشکلاتی در به خاطر آوردن ـ عدم هماهنگی و کنترل ـ گیج خوردن ـ از دست دادن ناگهانی هوشیاری -افسردگی ـ مشکلات خواب آمفتامین ها: ـ خشکی دهان ـ تعریق ـ تغییر الگوی خواب ـ تغییر الگوی غذا
۴ . مواد کند ساز سیتم عصبی
این مواد عموماً عملکرد دستگاه عصبی را کند می سازند و شامل داروهای مسکن خواب آور و الکل می باشند . دیازپام ، فنوباربیتال ـ آلپرازولام ( زاناکس ) لورازپام و … از این گروه می باشند
. علائم مصرف این مواد :
ـ آرامش و خواب ـ ضعف هماهنگی در حرکات ـ اشکال قضاوت و تمرکز ـ سخنان بریده بریده و تاری دید .
در صورت عدم مصرف علایم عبارتند از :
ـ اضطراب ، بی خوابی ـاحساس ضعف و تهوع ـ افزایش دمای بدن ـ آشفتگی روانی ـ توهم و تشنج
۵ . گروه توهم زا :
این گروه از مواد بر فرآیند های ذهنی افراد تاثیر می گذارند ، شایعترین این مواد که مورد سوء مصرف قرار می گیرند ال . اس دی ( LSD ) می باشد که از یک نوع قارچ به صورت نیمه مصنوعی بدست آوردند . از نظر ظاهری ماده ای سفید رنگ است که معمولاً به صورت قرص موجود است . مواد توهم زا روی مغز اثر میگذارد و باعث بروز احساسات غیر واقعی ـ و بی علاقگی به زندگی می گردد .
۶ . گروه استنشاقی :
این مواد معمولاً از راه بینی و به وسیله حس بویایی مصرف می شوند . بنزین ـ حلال ها ُواکس و …. از این گروه هستند . که می توانند مورد سوء مصرف قرار گیرند این گروه از مواد نیز باعث آسیب زدن به سیستم اعصاب ، قلب ، روان و بدن میگردند .
« نه » گفتن را بیاموزیم .
همه ما روزی به دنیا آمده ایم . به تدریج رشد کردیم و با حمایت والدین یا دیگر افراد بزرگ شدیم به یاد بیاوریم که والدین مان در هنگام انجام هر کاری مراقب بودند و به یاد آوریم که آنها بسیاری از تصمیمات را تائید یا رد می کردند . اکنون ما تکامل یافته ایم و به تدریج این وظایف را به عهده گرفته ایم . بنابراین چون ما مسئول مراقبت از خودمان شده ایم ما مسئول هستیم که در مواقع مورد نیاز بگوئیم « نه »

● چگونه به مصرف مواد بگوئیم « نه »
۱ . شرایط را در ک کنید . متوجه باشید که چه اتفاقی در حال رخ دادن است .
۲ . در ذهنتان دلایل خود برای « نه » گفتن را مرور کنید . مصرف مواد غیر قانونی است . به مغز و بدن شما آسیب می رساند و د رنهایت شما را گرفتار می نماید .
۳ . بگوئید « نه » نه گفتن شما در موقعیت صحیح نشان دهنده قدرت شماست .
۴ . پیشنهاد دیگری بدهید . اگر دوست شماست و می خواهید دوستی تان را ادامه دهید . پیشنهادات دیگری برای گذراندن وقت ارایه دهید . ( رفتن به سینما ، پارک ، بازی و ورزش و …. ) اگر طرف مقابل شما به نه گفتن شما احترام نمی گذارد ، دوست شما نیست .
۵ . از محل بروید . اگر فرد مقابل شما دوست شما نیست یا به پاسخ منفی شما احترام نمی گذارد .و اصرار می کند ، آنجا را ترک کنید .
● توصیه های مفید به دیگران برای ترک اعتیاد
ـ خطرات و عواقب مصرف مواد را برای او توضیح دهید . ـ به او بگوئید که با ترک اعتیاد ، عوارض جسمی ، به زودی بر طرف می شود . ـ توضیح دهید به او کمک خواهد شد که با تحمل کمترین مشکلات اعتیاد خود را کنار بگذارد . ـ دوستتان را مطمئن کنید که با تصمیم قطعی ، می تواند موفق شود . ـ به او یادآوری کنید که هر چه زودتر اقدام کند . ـ از او بخواهید از خانواده و نزدیکان کمک بگیرد . ـ او را مطمئن سازید که با ترک اعتیاد ، دوستان جدیدی پیدا می کند. ـ فرد را به کوشش برای ترک تشویق کنید تا حتی در صورت عدم موفقیت ، قبلی باز هم تلاش کند. ـ او را به یکی از مراکز معتبر درمان اعتیاد راهنمایی کنید .
● عوارض اعتیاد از جنبه های گوناگون
• اعتیاد خسارات و هزینههای بسیاری را به جامعه تحمیل میکند. بنابراین، عوارض ناشی از اعتیاد شامل عوارض فردی، خانوادگی، شغلی، اجتماعی و اقتصادی میباشد.
۱) عوارض اعتیاد بر سلامت جسمی و روانی فرد
• آسیبهای عضلانی
• اختلالات کبدی و کلیوی
• عفونتهای خطرناک (ایدز، هپاتین، کزاز)
• بیماریهای مزمن تنفسی
• اختلالات قلبی ـ عروقی
• سکتههای قلبی و مغزی
• آتروفی مغزی
• ناتوانی جنسی و عقیمی
• اختلالت خواب
• افسردگی
• اختلالات روانی شدید و پایدار
۲) عوارض خانوادگی
• خشونت در خانواده شامل کودکآزاری و همسر آزاری
• عفلت از فرزندان
• مشکلات تحصیلی، اختلالات روانی و خودکشی فرزندان
• نابسامانی و آشفتگی خانواده
• محدودیت در روابط سالم خارج از خانواده
• افت سطح اقتصادی و اجتماعی خانواده
• بی کفایتی در سرپرستی خانواده
• طلاق
۳) عوارض شغلی
• افت اعتبار فردی و موقعیت شغلی
• سوانح و حوادث حین کار
• غیبت از کار
• کاهش کارایی
• اخراج و بیکاری
![]()
۴) عوارض اقتصادی
• خسارات ناشی از کاهش نیروی مولد و افزایش نیروی مصرف کنندة جامعه
• هزینههای تحمل شده به نیروهای انتظامی و جمعآوری امکانات لازم برای مبارزه با جرایم مستقیم و غیر مستقیم ناشی از مواد مخدر
• صرف وقت دادگاهها و نیروهای قضایی
• هزینة نگهداری مجرمین مواد مخدر و معتادان در زندانها
• هزینة مراکز بازپروری و درمانگاههای ترک اعتیاد
• هزینه و خسارات ناشی از مراقبتهای بهداشتی ثانیه شامل بیمارستانها و درمانگاهها
۵) عوارض اجتماعی
• ضعف پایبند به اصول اخلاقی و مذهبی
• انواع جرایم مثل سرقت، فحشا، خشونت، تجاوز و قتل
• افزایش مشاغل کاذب و بیکاری
• بی خانمانی و فقر
● علائم شک به اعتیاد نوجوان
علائمی که میتوانند ما را به مصرف و اعتیاد فرزندمان مشکوک کنند بسته به مدت شروع مصرف و نوع ماده مصرفی میتوانند متفاوت باشند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، مصرف مواد در بسیاری از موارد باعث تغییر برخی از صفات شخصیتی شخص میشود، نوجوانی که مدتها گوشهگیر بوده و تمایلی به برقراری ارتباط نداشته، به طور ناگهانی تمایل زیادی به جمعهای دوستانه پیدا میکند، پرحرف میشود، دوستیهای جدیدی برقرار میکند و… مصرف مواد میتواند بر عملکردهای تحصیلی شخص موثر باشد.
برخی از دانشآموزان دچار افت تحصیلی میشوند، در حالی که برخی دیگر بهخصوص در شروع مصرف، عملکرد تحصیلیشان به طور ناگهانی افزایش مییابد. شخص در مقابل تکالیف مدرسه بیمسئولیت میشود. دیر سر کلاسها حاضر میشود و ممکن است بیقراری زیادی سرکلاس درس نشان دهد. بیحوصلگی، پرخاشگری، اضطراب، بیقراری، تمایل به پنهانکاری و… از علائم دیگری هستند که در رفتارهای نوجوانان و جوانان قابل توجه هستند. مصرف مواد میتواند عوارض جسمانی قابل توجهی در فرد ایجاد کند.
یکی از بارزترین نشانهها، تغییر دورههای خواب و خوابیدن در روز است. مثلا فرد ممکن است تا نیمه شب بیدار بماند، در حالی که روز بعد تا ظهر بخوابد. در مصرف برخی مواد مثل موادمخدر، افزایش زیادی در خواب فرد ایجاد میشود، در حالی که در مصرف بعضی مواد دیگر مثل شیشه و یا مواد محرک دیگر، میزان خواب کاهش چشمگیری پیدا میکند. به طوری که ممکن است شخص تا ۷۲ساعت نتواند بخوابد.
تغییر اشتها، کاهش وزن، ریزش مکرر آب از چشمها و لرزیدن تمام بدن همگی علائمی هستند که میتوانند نشانهای از مصرف مواد باشند. اطلاع والدین از عوامل زمینهساز اعتیاد در جوانان، مواد خطرناک و غیرقانونی و ابزار، روشها، ویژگی و علائم مصرف این مواد از مهمترین راهکارهای مقابله با اعتیاد است

| چكيده : زندان از دير باز بعنوان يكي از راههاي باز دارنده و اجراي مجازات عليه مجرمين مورد توجه بوده است و نگهداري از مجرمين در محل هاي بسته عوارض خاص خود را داشته و آسيب هاي فردي و اجتماعي متعددي را به دنبال دارد و مواد مخدر خصوصاً در قرن اخير يكي از دغدغه هاي بشر امروز بوده است. زندان ها نيز از ره گذر مواد مخدر بيشترين آسيب را متحمل شده اند و مبارزه با آن در تمام زندان هاي دنيا به يكي از معضلات اساسي بدل شده است و هميشه مسئولين سازمانها تدابير و راه هاي مختلفي را در اين زمينه به كار بسته اند كه يكي از اين راهها تشويق و يا اجبار زندانيان به ترك مصرف مواد مخدر بوده است تا بتوانند مشكلات و آسيب هاي ناشي از مصرف مواد مخدر در زندانها را كاهش دهند كه با بررسي عملكرد و فعاليت انجمن معتادان گمنام NA در زندانها به نظر مي رسد كه يكي از راههاي مناسبي است كه نتايج مثبتي را از خود نشان داده است . مقدمه: اعتياد بيماري جسمي ،روحي و احساسي است. كه بر تمام ابعاد زندگي يك معتاد تأثير منفي ميگذارد. به نحوي كه مصرف و تهيه مواد مخدر براي يك معتاد مهم تر از سلامتي، رفاه، امنيت، خانواده و ... ميشود افراد معتاد اختيار زندگي خود را از دست داده و عملاً بر رفتار خود كنترلي ندارند و در نتيجه در داخل زندانها مشكلات عديدهاي را بوجود ميآورند در واقع معتادان ديوانگان بيماري اعتياد هستند و زندانبانان ميبايست از آنها نگهداري كنند. بنابراين هرگونه اقدامي در جهت پيشگيري و تلاش براي كاهش تقاضا و يا قطع مصرف مواد مخدر در زندانها تأثير چشمگيري در كاهش آسيب رفتارهاي پرخطر خواهد داشت. پيشينه فعاليت NA در زندانها فعاليت انجمن معتادان گمنام NA1 در ايران از سالهاي 1369 با هدف رساندن پيام بهبودي شروع شده است كه سرعت توسعه و گسترش روز افزون آن در همه شهرها و حتي روستاهاي كشور قابل تعمق است. و با عنايت به اينكه در زندانها و مراكز بازپروري معتادان زيادي نگهداري ميشوند اين خلاء براي رساندن پيام بهبودي به معتادان در زندانها احساس ميشد. لذا در همين راستا اعضاي شوراي منطقهاي ايران به تشكيل كميتة زندانها و بيمارستانها راي دادند و اولين جلسه كميته در تاريخ اول مهرماه 1383 تشكيل گرديد. اين كميته شامل يك مسئول، يك منشي، عليالبدل و 15 سر گروه از نواحي مختلف تهران بودند. تا سال 1384 علاوه بر فعاليت در زندانهاي استان تهران در شهرهاي قم، شيراز، مشهد، بروجرد و اصفهان نيز كميته هاي مربوطه تشكيل گرديد و به سرعت در ديگر شهرستانها گسترش يافت و هم اكنون تقريباً در سراسر كشور در بيش از 80 زندان فعال مي باشد . چگونگي عملكرد و تأثير NA در زندانها بنابر تحقيقات و بررسيهاي انجام شده به وضوح مشاهده ميگردد روش بهبودي از طريق برگزاري جلسات NA در داخل زندانها از ظرفيت و قابليت موثري برخوردار است. در جلسات انجمن معتادان گمنان NA با بكارگيري روشهاي جالب و فرآيند كاركرد 12 قدم اصول بهبودي و سنتهاي دوازدهگانه معتادان گمنام زندانيان به سمت پرهيز از مصرف مواد مخدر و بهبود شرايط زندگي سوق داده ميشوند كه برخي از اين دستآوردهاي مثبت در راستاي كاهش آسيب رفتارهاي پر خطر زندانيان به شرح ذيل ميباشد: 1- چون زندانيان با شركت در جلسات NA در مورد مشكلاتي كه دارند صحبت ميكنند و نسبت به آن اقرار مينمايند موجب تخليه رواني شده و به آرامش بيشتري دست مييابند و استمرار شركت در جلسات باعث ميگردد تا زندانيان احساس كنند كه مامن پناه گاهي جهت حل مشكلات روحي و رواني خود دارند و ناخودآگاه شركت در جلسات را ادامه ميدهند. 2- به تجربه ثابت شده است افرادي كه بطور مستمر در جلسات NA شركت ميكنند مدت زمان بيشتري پاك ميمانند و كمتر دچار لغزش شده و كمتر به مصرف مواد مخدر عود ميكنند. 3- حداقل تأثير جلسات NA اين است كه بخشي از اوقات زندانيان صرف اين جلسات ميگردد. 4- در زندانياني كه جمعيت كيفري كم است. معمولاً جلسات NA توسط كميتة خدمتگذاري NA شهرستان برگذار ميگردد. و چون برگزاري اين جلسات بصورت خودجوش ميباشد عملاً هيچگونه هزينهاي براي زندانها در بر ندارد. 5- به خاطر نوع عبارات تاكيدي مثبت و تكيه كلامهايي كه در جلسات بهبودي NA مرسوم است و عموما بصورت سپاسگذاري و تشكر از خالق هستي بيان ميشود. موجب ارتباط و نزديكي قلبي و روحي بيشتر فرد معتاد با خداوند كريم شده و گرايش به سمت مذهب و دينداري تقويت ميشود و فرد به سمت انجام فرائض ديني سوق داده شده و انجام فرائض ديني در اين افراد بيشتر مشاهده ميگردد. 6- چون در جلسات NA وارد جزئيات و مشكلات فردي و شخصي (خارج از مبحث اعتياد) نميشوند در نتيجه زندانيان براي حل مشكلات شخصي خود وادار به تفكر شده و معمولاً نتايج شخصي مثبتي حاصل ميگردد. 7- رعايت نظم جلسات و احترام متقابل به يكديگر باعث ميشود. فرد احساس داشتن شخصيت كند و سطح رفتار و روابط اجتماعي افراد شركت كننده افزايش يافته و برخي از مهارتهاي زندگي را بهتر ياد بگيرند. 8- شيوة رفتار و گفتار در جلسات به نحوي است كه زندانيان با استفاده از مشاركت در تجربيات ديگران با نقاط ضعف و مثبت شخصيتي خود بهتر آشنا شده و طبيعتا در سدد حذف نقاط ضعف و تقويت نقاط مثبت خود براي بهبودي در زندگي بر ميآيند. 9- شركت در جلسات NA باعث تقويت بيشتر اعتماد به نفس و خودسازي و اميدواري جهت حصول زندگي بهتر شده و فرد از ثبات شخصيتي بيشتري برخوردار ميگردد. 10- افراد تازه وارد به جلسات NA از افراد موفق قديمي الگوبرداري نموده و به سمت بهبودي در شئونات زندگي حركت ميكنند. معمولاً به افرادي موفق گفته ميشود كه مدت زمان بيشتري پاك ماندهاند و توانستهاند بر مشكلات اعتياد فائق آمده و پيشرفتهاي معنوي و مادي بيشتري را بدست آورند. 11- در جلسات NA معتادان تازه وارد بيشتر مورد توجه قرار ميگيرند و افرادي نيز كه بهبودي حاصل ميكنند با مهرباني سعي ميكنند به ديگران كمك كنند. يعني يك فرد در اين جلسات فرصت مييابد تا خلاءها و كمبودهاي عاطفي خود را جبران نمايد و به آرامش روحي بيشتري نائل گردد. 12- كاهش يا قطع مصرف مواد مخدر موجب افزايش رعايت بهداشت فردي و جمعي شده و كاهش رفتارهاي پرخطر در بين زندانيان را به دنبال داشته و از توسعة بيماريهاي خطرناك (ايدز، هپاتيت و ...) جلوگيري كرده و سلامت عمومي جامعه كمتر به خطر ميافتد. 13- در افرادي كه بعد از آزادي نيز با شركت در جلسات NA خارج از زندان مدت زمان بيشتري پاك ميمانند معمولا بازگشت مجدد به زندان كاهش يافته و كمتر مشاهده ميشود و بازگشت به زندان بيشتر در كساني است كه به 12 قدم و 12 سنت عمل نكرده يا شركت در جلسات NA را ترك كردهاند. پيشنهادات و نتيجه: بطور كلي ميبايست برگزاري جلسات NA از حمايتهاي مادي و معنوي بيشتري برخوردار شده واز آن بعنوان يك ابزار موثر در كاهش آسيب رفتارهاي پرخطر در زندان استفاده مطلوبتري گردد. پيشنهاد ميشود موارد مطروحه ذيل بطور جدي و مداوم مدنظر قرار گرفته در جهت اجرايي نمودن آن تلاش گردد. 1- آشنا نمودن و آموزش كليه پرسنل زندانها با تأثيرات مثبت جلسات NA جهت همكاري و مساعدت بيشتر براي تشكيل مستمر مناسب آن در زندانها 2- از كتابها و نشريات NA به تعداد كافي از طريق واحد فرهنگي و خصوصا كتابخانهها در اختيار زندانيان قرار گيرد. 3- عليرغم محدوديتهاي امنيتي و كمبودهاي فضاي داخلي زندانها، تدابير مناسب براي افزايش تعداد جلسات و برگزاري روزانه آنها در مكانها و زمانهاي مناسب اتخاذ گرديده تا زندانيان از آن بيشتر بهرهمند شوند، حتي جلسات باز NA به همراه خانواده زندانيان برگزار گردد. 4- شيوههاي مناسب تشويقي (پيگيري پروندههاي قضايي، مددكاري، ملاقات حضوري، مرخصي، راي باز و ...) بكار گرفته شده تا انگيزه زندانيان براي شركت فعال در جلسات NA بيشتر گردد. 5- ترجيحا زندانياني كه در جلسات NA شركت ميكنند در بندهاي جداگانهاي نگهداري شوند. يا حتيالمقدور در هر بند اطاقهاي جداگانهاي براي نگهداري زندانياني كه در حال بهبودي و قطع مصرف مواد مخدر هستند بعنوان اطاق سلامت در نظر گرفته شود و متادون درماني در آن به شدت محدود و نهايتا قطع گردد. زيرا متادون خود يك ماده مخدر اعتياد آور است. 6- شركت مسئولين زندان در برخي جلسات NA موجب دلگرمي شركت كنندگان و خدمت گذاران جلسات NA شده و باعث با اهميت نشان دادن آن ميشود، همچنين با برخي مشكلات داخلي زندان و راهكارهاي مناسب آن آشنا ميشوند. 7- با توجه به فضاي استرسزاي زندان سعي گردد. تا با برگزاري كلاسهاي آموزشي مختلف در بخشهاي فرهنگي، حرفهآموزي ، اشتغال، صنايع دستي، ورزشي و.... تمام اوقات فراغت زندانيان به نوعي پر شده تا از آسيب و گرايش آنها به اعتياد كاسته و پيشگيري شود. ما ميبايست در نظام زندانباني اسلامي با بكارگيري روشهاي علمي و مناسب براي زندانيان بستري را فراهم كنيم كه دوران محكوميت، دوراني براي بازگشت به خويشتن و زنده كردن بهترين خصلتهاي انساني باشد. كه خداوند در وجود آدمي به وديعه نهاده است. پي نوشت ها : 1-Ncrcotics Amonymous منابع : 1- كتاب سفيد،ناشر انجمن NA جهاني ،مترجم : كميته ترجمه NA 2- راهنماي جلسات NA ايران ، انجمن معتادان گمنام 3- مجموعه دوازده جلدي مجله پيام بهبـــــــودي 4- كتاب پايه انجمن معتادان گمنام . 5- ساير جزوات معتادان گمنام NA |
گوهر خویش را هویدا کن کمال این است و بس
خویش را در خویش پیدا کن کمال این است و بس
چند میگویی سخن از درد و عیب دیگران؟
خویش را اول مداوا کن کمال این است و بس
پند من بشنو به جز با نفس شوم بد سرشت
با همه عالم مدارا کن کمال این است و بس
چون به دست خویشتن بستی تو پای خویشتن
هم به دست خویشتن وا کن کمال این است و بس
ما در بهبودی متوجه می شویم که تسلیم به معنای رها کردن دست آویزها ی پل های پشت سر است که ما خودمان علیه بهبودی مان نگاه داشته بودیم .
به معنای دیگر تسلیم ، تمایل به ادامه زندگی وزیستن به نوع دیگر می باشد .
مراحل تسلیم برای هر انسانی ، بسیار خصوصی وشخصی است . تنها خود ما می توانیم رسیدن به مرحله ی تسلیم را احساس کنیم . ما بر اهمیت تسلیم تأکید می کنیم زیرا این مرحله زیر بنای اصلی ودر حقیقت همان چیزی است که ما را قادر به بهبودی یافتن وباز یابی می نماید . هنگامی که تسلیم می شویم در قلب خود احساس می کنیم که دیگر به حد کافی زجر کشیده ایم ، نوعی احساس آرامش ما را فرا می گیرد که به ما می فهماند کشمکش دیگر پایان یافته است . بدون توجه به اینکه چقدر جنگیده ایم ،بالاخره به نقطه ی تسلیمی رسیده ایم که به ما می فهماند که ما قادر به متوقف ساختن مصرف مان تنها با استفاده از قدرت شخصی خود نمی باشیم . ما قادر به اقراربه عاجز بودن مان در مقابل اعتیادمان می شویم . آنگاه به طور کامل دست برمی داریم . با آنکه در اعماق قلبمان هیچ نمی دانستیم که دقیقاً چه اتفاقی خواهد افتاد ، قدرت خود را جمع کرده وبه عاجز بودن مان اقرار می نماییم . دیگر آن سرابی که به ما می گفت قادر به کنترل مصرف مان هستیم کاملاً ازدست می دهیم و نتیجه آ ن باز شدن درهای بهبودی به رویمان می باشد
بیچون و چرا بودیم. وقتی شروع به مصرف کردیم، تأثیری را وارد زندگی خود کردیم که ما را به آرامی از این مسائل دور کرد. هر چه در مسیر اعتیاد بیشتر به پایین کشیده میشدیم، از شادمانی، کنجکاوی و عشق دورتر میشدیم. این سفر یکشبه اتفاق نیفتاد. اما جدا از مدت آن، با مشکلاتی فراتر از مصرف مواد به درهای NA رسیدیم. تأثیر اعتیاد کل الگوی زندگی ما را چنان تغییر داده بود که دیگر قابل شناسایی نبود.
درست است که قدمهای دوازدهگانه معجزه میکند، اما بسیاری از آنها یکشبه مؤثر واقع نمیشود. بیماری ما به آرامی تأثیر بدی بر رشد روحانی ما گذاشت. بهبودی تأثیر جدیدی را بر زندگی ما میگذارد، به طوری که منبع انجمن و قدرت روحانی ما را به آرامی به سوی الگوهای جدید و سالم زندگی هدایت میکند.
البته این تغییر «صرفاً تصادفی نیست.» اما اگر با تأثیر جدیدی که NA در زندگی ما ایجاد کرده است همکاری کنیم، در طول زمان تغییر شخصیتی را که بهبودی مینامیم، تجربه خواهیم کرد. قدمهای دوازدهگانه برنامهای را برای همکاری مورد نیاز جهت بازیابی شادمانی، کنجکاوی و عشق نسبت به زندگی فراهم میسازد.

پروردگارا
خود را تقدیم تو میدارم , با من کن و از من ساز آنچرا که خود اراده کنی
از اسارت نفس رهایم کن تا انجام اراده ات را بهتر توانم
مشکلاتم را بگیر تا پیروزی بر آنها شاهدی باشد برای کسانی که با قدرت تو ,
عشق تو و راه تو
یاریشان خواهم داد , باشد که همیشه بر اراده تو گردن نهم
آمین
اندیشه وتصور ما این است وقتی که روشن بین نباشیم وباوری جدید را در زندگی پیشه نکنیم.
وآن تنها پاک زیستن است که این تصورات را ازبین می برد . پس همین امروز اقدام کن .

مقدمه:
آیا تا کنون اسم (اکستازی) را شنیده اید؟آیا مصرف هم کرده اید؟!!در هر صورت امروز تصمیم گرفتم که در مورد این ماده مخدر که کم کم رواج یافته و روز به روز بیشتر می شود و سوالات زیادی هم درباره آن مطرح است، مطلبی هرچند کوتاه بنویسم.امیدوارم که استفاده کنید!
(منظورم ازمطلبه!!!)
برای دیدن ادامه مقاله به ادامه مطلب مراجعه فرماییدمقدمه:
از اینکه فرصت کردم تا مطلبی بنویسم بسیار خوشحالم و امیدوارم که تا اینجا از تمام مطالب بهره کافی برده باشید.Ecstasyآیا تا کنون اسم (اکستازی) را شنیده اید؟آیا مصرف هم کرده اید؟!!در هر صورت امروز تصمیم گرفتم که در مورد این ماده مخدر که کم کم رواج یافته و روز به روز بیشتر می شود و سوالات زیادی هم درباره آن مطرح است، مطلبی هرچند کوتاه بنویسم.امیدوارم که استفاده کنید!
(منظورم ازمطلبه!!!)
شکلها ونامهای اکستاسی
این ماده مخدر روان گردان بسیار خطرناک بوده و به شکلهای مختلف تزریقی ، قرص ، ژل ، برچسب و نوشیدنی موجود می باشد . اکستاسی معمولاً به شکل قرص ها ی رنگی است که روی این قرص ها شکلهایی مانند : قلب ، پروانه ، ستاره ، حروف لاتین و... حک شده است ودر بسته بندی های مختلفی از جمله بسته هایی به اشکال کارتونی ، مثل میکی موس ، پوکمان و ... ارائه می شوند . این قرص ها در بین مصرف کنندگان با نام های مختلفی مثل قرص X ، قرص عشق، قرص نشئه، بمب شادی ، داروی هم آغوشی ، سوپرمن ، مرسدس، استار، جت و... شناخته می شوند .
اکستاسی یک داروی روانگردان مصنوعی با دو خاصیت تحریکی شبه آمفتامین و توهمزای شبه LSDاست. نامهای خیابانی این ماده XTC قرص شادی ، عشق و آتش فرشته میباشند. فرمول شیمیایی آن متیلن دیاکسی متامفتامین یا بطور مخفف MDMA است. این ماده برای سیستم عصبی سمی بوده و در دوزهای بالا قادر است درجه حرارت بدن را خیلی سریع افزایش دهد که منجر به تخریب عضلات ، کلیه و سیستم قلبی عروقی خواهد شد.
اولین بار این مواد در سال 1914 توسط کشور آلمان ساختهشد و به عنوان کم کردن اشتها در جنگ جهانی دوم بر روی سربازان مورد امتحان قرار گرفت. در سال 1985 در کشور هلند به عنوان ضد افسردگی استفاده گردید. همچنین مادهای دیگر به عنوان توانزا به آن افزوده شده و با نام ایکسستیو وارد خاورمیانه و ایران گردید بعد به دلیل اینکه بازار خوبی پیدا نکرد، روان گردان نامگذاری شد ولی باز هم در بین جوانان بازاری پیدا نکرد در نتیجه برای اینکه جوانان هم به این سمت و سیاق کشیده شوند ، نام شادی آور یا شادی بخش بدان نهادند.
قرص و کپسول ، آنهایی که از خارج از کشور وارد میشوند دارای شکل و رنگ هستند، اما آنهایی که در ایران ساخته میشوند فاقد رنگ و شکل خاص هستند و اگر انگشت بر روی قرصها بکشیم و رنگ آنها برود آن موقع میفهمیم که آنها قرص اکستازی ایرانی هستند.که به صورت مایع ، به صورت پودری ، به صورت آدامس ، به صورت خوراکی موجود میباشد.
X از حدود نیمه های دهه 1960 به عنوان آمفتامین با عوارض کمی برای کاهش افسردگی وارد بازار شد و به صورت کوتاه مدت باعث بهبود این مشکلات شد اما به دلیل سوء مصرف باعث مشکلات زیادی می شود که موجب شده از آن به عنوان یک ماده مخدر نام برده شود.* مصرف کنندگان این قرص ها موقعیت خودرا از نظر فضا ، مکان و زمان نمی توانند به درستی تشخیص دهند . طبق گزارشات و به عنوان نمونه : چندین مورد اشخاص مصرف کننده ، ازپنجره طبقات بالایی آپارتمان بی اختیار به بیرون آمده و سقوط کرده اند ویا جوانی که اکستاسی مصرف کرده بود در حالیکه ماشین با سرعت زیاد در اتوبان درحال حرکت بود در ماشین را بازکرده و از ماشین بیرون آمد.



در سال 1935 میلادی پدیده ای به نام (Alcoholics Anonymous) الكلی های گمنام كه به AA معروف است، در دنیای ما به وجود آمد كه تاثیر آن در زندگی الكلی ها و معتادان، مانند تاثیر پیغمبران در زندگی بی اعتقادان بود. بنیان گذار این انجمن در اثر یك تجربه عمیق روحانی از وسوسه اعتیاد به الكل رها شده بود و به تجربه دریافت كه رسانیدن پیام بهبودی به الكلی های دیگر، تضمینی جهت بهبودی شخصی اوست. او متوجه شده بود كه فقط با در میان گذاشتن تجربه بهبودی خود، قادر به حفظ آن می شود.
گسترش ابعاد این كشف بزرگ روز به روز فراتر رفت و اكنون حدود 250 برنامه خود یاری در زمینه های مختلف اعتیاد و ناهنجاری روانه، از همین روش كه به نام دوازده قدمی، معروف شده بهره برداری می كنند.
|
تاریخچه معتادان گمنام در ایران | ||
| ||
در سال 1935 میلادی پدیده ای به نام (Alcoholics Anonymous) الكلی های گمنام كه به AA معروف است، در دنیای ما به وجود آمد كه تاثیر آن در زندگی الكلی ها و معتادان، مانند تاثیر پیغمبران در زندگی بی اعتقادان بود. بنیان گذار این انجمن در اثر یك تجربه عمیق روحانی از وسوسه اعتیاد به الكل رها شده بود و به تجربه دریافت كه رسانیدن پیام بهبودی به الكلی های دیگر، تضمینی جهت بهبودی شخصی اوست. او متوجه شده بود كه فقط با در میان گذاشتن تجربه بهبودی خود، قادر به حفظ آن می شود.
گسترش ابعاد این كشف بزرگ روز به روز فراتر رفت و اكنون حدود 250 برنامه خود یاری در زمینه های مختلف اعتیاد و ناهنجاری روانه، از همین روش كه به نام دوازده قدمی، معروف شده بهره برداری می كنند.
|
تاریخچه معتادان گمنام در ایران | ||
| ||
|
مجوزرسمی فعالیت | ||
| ||
|
منبعی در اجتماع شما | ||
| ||
|
اعضای انجمن معتادان گمنام چه كسانی هستند؟ | ||
| ||
از آنجائیکه هیچ مدرکی از حضور و شرکت افراد در برنامه، نگهداری نمی شود، برآورد کسانی که به انجمن معتادان گمنام آمده و نهایتاً ، پاکی های طولانی مدتی را به دست می آورند. سخت است. تنها شاخص موفقیت ما، رشد سریع تعداد گروه های انجمن در طول چند سال اخیر و گسترش معتادان گمنام در نقاط مختلف جهان استدر سال 1978، ما کمتر از 200 گروه ثبت شده در سه کشور داشتیم. در سال 1982، 11 کشور 1200 گروه داشته و در 1993، 60 کشور دارای بیش از 13 هزار گروه با بیش از 19 هزار جلسه بوده اند. طبق برآوردی در آگوست 2002، تقریباً 20 هزار گروه ثبت شده در 108 کشور، بیش از 30 هزار جلسه هفتگی برگزار می گردند. آخرین برآوردها در سال 2005 حاکی از فعالیت 32 هزار در 113 کشور جهان می باشد. نتایج بررسی ها در اطلاعات آماری ذیل، بدست آمده از بررسی تقریباً نیمی از 13500 شرکت کننده در همایش جهانی NA در جرجیای آتلانتا در سال 2002، می باشد:
سن:
2% پاسخگو ها کمتر از 20 سال سن داشتند.
11% بین 21 تا 30 سال سن داشتند.
32% بین 31 تا 40 سال سن داشتند.
41% بین 41 تا 50 سال سن داشتند.
12% بالای 51 سال سن داشتند.
2% پاسخگو نبودند.
جنسیت:
55% پاسخگو، مرد بودند.
44% پاسخگو ، زن بودند.
1% پاسخگو نبودند.
از پاسخگوها در این تحقیق پرسیده شد:، چگونه انجمن معتادان گمنام را پیدا کرده اند؟
(پاسخگو ها می توانستند بیشتر از یک گزینه را از بین پاسخ ها انتخاب کنند.)
62% معرفی از طریق مراکز درمانی و مشاوره
45% معرفی از طریق دیگر اعضا
21% معرفی از طریق یک عضو خانواده.
20% معرفی از طریق سیستم قضایی (دادگاه، بازپروری ، جلسات در زندان ها، ...)
تنوع قومی
به نظر می رسد تنوع قومی در بین اعضاء می تواند نشانگر مکان و محل جغرافیای این بررسی قرار گیرد. نتیجه تحقیقات در سال 2002 در آتلانتا این بود که:
49% پاسخگوها سفید پوست ، 39% سیاه پوست، 4% اسپانیولی زبان و 8% سایر نژادها بودند. در 1998 ، در سن حوزه کالیفرنیا، 71 % پاسخگوها سفید پوست ، 14% سیاه پوست، 9% اسپانیولی زبان و 6% سایر نژادها بودند.
NA در اجتماع
کمیته های داوطلب متشکل از اعضای NA، به منظور هماهنگ کردن بسیاری از خدمات در جامعه ، تشکیل شده اند. هیچ کمک مالی را از کسانی که عضو نیستند نمی پذیرند. هیچ مشاور یا وکیل حرفه ای ندارند و هیچ درمانگاه یا امکانات اقامتی را فراهم نمی کنند. در ذیل فهرستی از خدماتی که توسط این کمیته ها ارائه می شود را ملاحظه می کنید:
جلسات اطلاع رسانی به جامعه توسط اعضای NA ، جهت آگاه کردن جامعه از وجود انجمن معتادان گمنام و خدمات قابل دسترس آن، برگزار می شود.
کنفرانس ها و نمایشگاه های مربوط به بهداشت و سلامت، رویدادهایی هستند که توسط سازمان های حرفه ای برگزار شده و NA ممکن است در آنها غرفه داشته و یا در قالب یک کارگاه، اطلاعاتی را ارائه کند.
معرفی NA اغلب به مراکز مذهبی، نیروی انتظامی، قضات، مشاورین ، پرستاران ، دکترها ، مسئولان و مربیان آموزش و پرورش و غیره به منظور اطلاع رسانی صورت می گیرد.
اعلامیه های خدمات عمومی می تواند اطلاعاتی در مورد NA را از طریق رسانه ها (مطبوعات، رادیو ، تلویزیون ، بیلبورد، تبلیغات اتوبوس و پوستر) به عموم منتقل کند.
خدمات تلفنی اطلاعاتی جلسات محلی و اطلاعات عمومی مربوط به NA را از طریق تلفن فراهم می سازد.
فهرست جلسات برنامه هایی هستند که به صورت فراگیر یا محلی برای اعلام ساعت و محل جلسات تهیه شده و عموماً به راحتی یافت می شوند.
خدمات به بیمارستان ها و زندان ها توسط کمیته ای با همین عنوان و از طریق برگزاری جلسات اطلاع رسانی صورت می گیرند تا به شرکت کنندگان پایه و اساس برنامه انجمن معتادان گمنام را معرفی کنند. آنها پیام بهبودی NA را به معتادانی که دسترسی کامل به جلسات NA را ندارند می رسانند.
جلسات یا معرفی ها ، برای بیمارستان ها ، زندان ها ، مراکز بازپروری معتادان ، مراکز سم زدائی و سایر موسسات ذیربط از شمول وظایف کمیته یاد شده است.
خدمات نشریات شامل انواع کتاب، جزوه و نوارهای شنیداری می شوند.
بعضی از آن ها در قالب خط بریل (برای نابینایان) و بعضی با ویرایش حروف بزرگ هستند. نشریات انجمن معتادان گمنام، به زبان های زنده دنیا و نیز فارسی چاپ می شود
بهبودی یعنی سفر در ناشناخته ها بهترین ابزار راهنما است . پس روشنبین باش