مشاركت با هم‌گروهان معتاد، يك قسمت اساسى از برنامه ماست. اين كمك را فقط يك معتاد مى‌تواند به معتاد ديگر بكند. كمكى كه مى‌گويد:

«براى من هم همين اتفاق افتاد و من با آن اين طور رفتار كردم».

ما با هر كس كه خواهان روال زندگى ما باشد، به جاى موعظه و قضاوت، تجربه، نيرو و اميد خود را در ميان مى‌گذاريم. اگرمشاركت در مورد تجربه‌هاى دردناك‌مان حتّى بتواند به يك نفر كمك كند، ارزش درد‌ و رنج را داشته است. مشاركت در مورد اين تجارب با خواستاران كمك، باعث تقويت بهبودى ما مى‌شود. ما اگر چيزى را كه بايد به مشاركت بگذاريم، براى خود نگه داريم، آن را از دست مى‌دهيم. كلمات، تا به مرحله عمل درنيايند، هيچ ارزشى ندارند.

ما رشد روحانى خود را وقتى باور مى‌كنيم كه بتوانيم دست  خود را براى كمك به سوى ديگران دراز كنيم. كمك‌هاى ما از طريق شركت در كارهاى خدماتى و سعى در رسانيدن پيام بهبودى به معتادان دردمند اِعمال مى‌شود. ما مى‌آموزيم كه فقط با بخشش آن چه كه داريم مى‌توانيم آن را حفظ كنيم. مطلب ديگرى كه تجربه ما نشان مى‌دهد اين است كه بسيارى از مشكلات شخصى ما، وقتى كه از خودمان بيرون بيائيم و به محتاجان كمك كنيم، از بين مى‌روند. ما تشخيص مى‌دهيم كه يك معتاد بهتر مى‌تواند يك معتاد ديگر را درك كند. ما هر چقدر هم كه كمك كنيم، هميشه معتاد محتاج ديگرى در راه است.