X
تبلیغات
اسد نامه
اسد نامه
راهی دیگر
نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم مرداد 1389 توسط اسد |

کمبودهای اخلاقی در قدم هفتم معتادان گمنام

هفتمین قدم بهبودی
كاركرد ۱۲ قدم الفبای مكالمه با خالق جهان هستی است كه رعایت اصول آن خلاء معنویت را تامین می كند . در هر شماره به بررسی خلاصه ای از قدم ها می پردازیم
در دعای قدم هفتم گفتم:آفریدگارا،من اكنون آماده ام كه تمام بد و خوب وجودم را به تو بسپارم،تمنا دارم یك یك نقصهای درونم را كه سد راه خدمت به تو و همنوعان من است بر طرف كنی و قدرتی عطا فرمایی تا از این پس به خدمت تو كمر بندم.
 
در نهایت فروتنی از پروردگار تقاضا كردم كمبود های اخلاقی ام را بر طرف كند.
در قدم اول،اعتراف كردم كه :من نمی توانم.
در قدم دوم،پذیرفتم كه خدا می تواند.
و در قدم سوم،تصمیم گرفتم كه :بگذارم خداوند كاری راكه خود نمی توانم برای خود انجام دهم برایم انجام دهد.
در قدم چهارم،عیوب خود را مشخص كردم و با خودآشنا تر شدم.
در قدم پنجم،به خطاهای خود اعتراف كردم و باری را كه عمری به دوش كشیده بودم به زمین گذاشتم.
در قدم ششم،آمادگی پیدا كردم كه خدا وند عیوبم را مرتفع كند.
و حالا در قدم هفتم قرار بود با فروتنی از پروردگار تقاضای بر طرف كردن كمبود های شخصیتی ام را بكنم.
در اینجا لازم است متذكر شوم كه معنای فرو تنی در گذشته برای من مترادف با زمین خوردگی یا پوزه به خاك مالیده شدن و از رو رفتن بود. این حالات و صفات بار منفی دارند و با احساس گناه،خجالت و شرمساری همراهند.
زیر بنای حالات فوق بر این باور است كه من از ریشه،نادرست و خراب،هیچ وقت به دردخور نبوده و هرگز نخواهم بود.
در انجام قدم هفتم،با لغت فروتنی به معنای واقعی آن آشنا شدم.پیشكسوتانم گفتند:فروتنی یعنی انسان بودن و پذیرش خود با تمام صفات خوب و بدی كه در ما وجود دارد. در زمان برداشتن قدم هفتم باورهای من نسبت به خودم كلی تغییر كرده بودند،اصلاًخودم را زمین خورده نمی دانستم،از احساس گناه و خجالت خبری نبود. این دو احساس،پس از نوشتن ترازنامه قدم چهارم وسپس در میان گذاردن چگونگی دقیق خطاهایم با راهنمایم در قدم پنجم،تقریباًبه كلی از میان رفته بودند.
این قدم بیش از هر قدم دیگری به من كمك كرد كه نا چیزی خود و عظمت آفریدگارم پی ببرم. البته به ناچیزی خودپی بردن نباید با احساس بی ارزشی وحقارت اشتباه شود.بی ارزشی یكی از خلاءهای من است كه برای جبران آن همیشه سعی كردم خود را مهمتر جلوه دهم.در حالیكه شایداگر در وقت موعود از ناچیزی خود و عظمت مالكم احساس و درك درستی پیدا كرده بودم،دیگر احساس بی ارزشی و عدم هویت در من بوجود نمی آمد. اكنون هم ماهیت قضیه تغییری نكرده است. من در صورتیكه بخواهم از احساسات كمبودها و نقص هایی كه آزارم می دهند، آزاد شوم،باید حد وحدود خود را دریابم و وقتی متوجه شوم كه خودم قدرت تغییر دادن این نقصها را ندارم و خداوند دارد،وارد مرحله جدیدی از زندگی ام شده ام.
دراثر برداشتن قدم ششم بهبودی با نقص هایی نظیر حرص و طمع،تنبلی و تعلل،چاپلوسی وظاهر سازی،بخل وحسد،خشم و كینه و شهوترانی،پرخوری،زیاده روی و غرورآشنا تر شدم.متوجه شدم كه زیربنای اكثرنقصهایم ترس است و این ترس آنقدر در تمام موارد و مراحل زندگی ام ریشه دوانده است كه رهایی ازآن حتی اگر محال نباشد،آنقدر مشكل است كه از عهده ام برنمی آید.
ضعف دیگری كه در زندگی من مزید بر علت شده،این بود كه به این حالات عادت كرده بودم واز تغییر دادن آنها می ترسیدم.برای من،حالات و احساس آشنا،هر چقدر مشكل و درد آور باشند،بهتراز آنهایی هستندكه برایم نا آشنایند.برای من،تحمل
بد بختیهای آشنا،از دست زدن به آزمایش هر چیز نا آشنایی به مراتب آسانتر است.باور درونی من به من می گوید :تو آدم به درد نخور و بی عرضه ای هستی واگر چیزهایی راكه داری چه بد وچه خوب از دست بدهی،دیگر نمی توانی جای آنها را پر كنی.
مثلاًاگر از كارم راضی نباشم،معمولاًبه فكر پیدا كردن شغل دیگری نمی افتم و تا آنجا كه جا دارد،می سوزم و می سازم وحتی اگر طاقتم هم تمام شود،استعفا نمی دهم،اما معمولاً به گونه ای رفتار می كنم كه اخراجم كنند(من با این كار بی ارزشی خود را تائید می كنم)در اثر برداشتن این قدم،متوجه شدم كه تمام ترسهایم از بی ایمانی سرچشمه گرفته اند و تاخود رابا بد و خوبم تسلیم آفریدگارم نكنم،رهایی از ترس،برایم امكان پذیر نخواهد شد. در انجام این قدم متوجه شدم كه ضعفها و عیوب من به خاطركمبودهای اخلاقی،یا به عبارتی كمبود فضائل و خصایص والای انسانی،به وجود آمده اندوحال كه با فروتنی حاضر به تشخیص،پذیرش وواگذاری آنها به خداوندشده ام،شاید وقت آن رسیده باشد كه دورنمایی از خواست خدا را برای خود ببینم.
۱-شاید خدا بخواهد به جای تكامل پرستی،میل به پیشرفت را در من پدید آورد.
۲-ناشكری و نا رضایی را با شكر و رضا.
۳-نا سپاسی را با قدر دانی.
۴-دلسوزی به حال خود رابه بخشش خود.
۵-حق به جانبی را با همسانی.
۶-خود مهم شمردن را باشكسته نفسی.
۷-خودمحكوم كردن را بابهادادن به گوهر وجود .
۸-ناصادقی رابا صداقت .
۹-تعجیل را باصبر.
۱۰-نفرت راباعشق.
۱۱-رنجش رابابخشش.
۱۲-غروربیش ازحد رابااعتماد به نفس.
۱۳-سوءظن وبی اعتمادی رابااعتماد.
۱۴-حسادت وغبطه رابا شكرگزاری به خاطر آنچه دارم.
۱۵-حق كشی رابا انصاف .
۱۶-تنبلی رابافعالیت.
۱۷-كار امروز به فردا افكندن رابا رسیدگی به امور دراولین فرصت.
۱۸-بدقولی رابا سروقت بودن.
۱۹-ظاهر سازی رابا رك گویی.
۲۰-منفی گرایی رابا مثبت گرایی.
۲۱-انتقاد رابا توجه به نكات مثبت وتشویق آن.
۲۲-طمع را با سخاوت.
۲۳-تائید طلبی رابا پذیرش خود.
۲۴-تجمل گرایی رابا بی تكلفی .
۲۵-ترس رابا ایمان.
۲۶-احساس تنهایی وجدایی رابا احساس با خدایی ودرحلقه دوستان بودن.
۲۷-احساس تفاوت را بااحساس تشابه.
۲۸-غیبت وبدگویی رابا توجه به ضعف ها وكمبودهای خود.
۲۹-ولجاجت رابا پشتكار عوض كند.
متوجه شدم كه ترسهایم به عناوین مختلف،باعث تحریك نقصهای اخلاقی ام می شوند و آنها را فعال می كنند.مثلاً وقتی از بی پولی می ترسم،حریص تر و طمعكار می شوم.
وقتی امنیت جنسی ام به خطر می افتد،حسادت می كنم.وقتی از عدم توفیق می ترسم،تنبلی و تعلل می كنم.وقتی از عدم پذیرش اجتماعی می ترسم،چاپلوسی و ظاهر سازی می كنم.مواد مخدررا هم به خاطر ترس از رویارویی بازندگی ،نمی خواستم ونمی توانستم كنار بگذارم،اما در اثر پذیرش و اعتراف به عجز در مقابل اعتیاد،تا حدودی افتادگی و فروتنی پیدا كردم وتوانستم برای خلاصی از قید مواد مخدر، از خداوندكمك بگیرم.
قدم هفتم ،قدم فروتنی است و به من كمك می كند،كه خود را در حد خود ببینم و بد وخوب خود را بپذیرم و از آنجا كه برای برطرف كردن كمبودهایم از خود قدرتی ندارم، آنها را به كسی كه صاحب قدرتهاست
وا گذار كنم.
در دعای قدم هفتم گفتم:
آفریدگارا،من اكنون آماده ام كه تمام بد و خوب وجودم را به تو بسپارم،تمنا دارم یك یك نقصهای درونم را كه سد راه خدمت به تو و همنوعان من است بر طرف كنی و قدرتی عطا فرمایی تا از این پس به خدمت تو كمر بندم.
پس از برداشتن قدم هفتم،منتظر بودم كه معایب و نقصهایم ناگهان برطرف شوند و از آن جاكه بسیاری از آنهاهنوز دست نخورده باقی مانده و بعضی ها تا حدودی تعدیل پیدا كرده،اما كاملاًاز میان نرفته بودند،فكر كردم شاید در برداشتن قدم هفتم ایرادی در كارم بوده است.
یكی از پیشكسوتانم،توجه من را به نكته مهمی دردعای قدم هفتم جلب كرد كه می گوید: ،تمنا دارم یك یك نقصهای درونم را كه سد راه خدمت به تو و همنوعان من است بر طرف كنی.گفتند:كه خداوند تنها نقصهایی را كه نمی گذارندپیام بهبودی را به همنوعان دردمند خود برسانی،بر طرف می كند و اگر از پیام رسانی خود به معتادانی كه هنوز در عذابندو خدماتی كه در جلسات معتادان گمنام انجام می دهی رضایت داری و اگر محیط خانه،محله،اجتماع وكار خود مفید هستی،بدان كه خداوند تمام نقصهایی را كه سد راه خدمت به او و همنوعان تو است بر طرف كرده و هر وقت ظرفیت و توانایی خدمات بیشتری در تو پدید آیدو نقصهای باقی مانده سد راه خدمات تازه تر باشند،برای برطرف كردن آنها،مجدداًقدم هفتم را به كار می گیری.
به من تفهیم شدكه قدم ششم و هفتم قدمهای روز مره ای هسیتند كه مرتباًدرزندگی ما مطرح بوده وتا به آخر عمر می توانیم برای برطرف شدن نقصهایمان،با فروتنی از خداوند
تقاضای كمك كنیم.
بازتاب روان پویشی قدم هفتم
بزرگترین ضعف روانی معتادان،خود محوری و خود بزرگ بینی است،این مشكل ،آنها را غیر قابل دسترسی میكند و امكان كمك به ایشان را تقریباًبه صفر می رساند در اثر به كار گیری شش قدم اولیه،معتاد در حال بهبودی از زیر بار ترس فلج كننده و باز دارنده ای كه او رااز واقعیات دور كرده است،بیرون می آید و به كمك قدم هفتم،آمادگی آن را پیدا می كند كه در قالب واقعی خود بگنجد و خود را به عنوان انسان بپذیرد و قبول كند.
اصل معنوی قدم هفتم فروتنی است.با پیدایش این خصیصه،معتاد در حال بهبودی قابل دسترسی می شود و ظرفیت دریافت كمك راپیدا می كند.
روند فكری بیمارگونه قبلی-
غیر واقعی
معتاد تصور می كرده است هر كاری كه دلش بخواهد بی كمك هیچ كس یا مرجعی می تواند انجام دهد.
روند فكری قدم هفتم بهبودی-واقعی
معتاد در حال بهبودی متوجه می شود كه قدرت فردی او كافی نیست و برای حل مشكلات خود نیاز به كمك دارد.
روند فكری بیمارگونه قبلی-غیر واقعی
معتاد تصور می كرده است كه تقاضای كمك كسر شأن اوست و برایش افت شخصیتی دارد.
روند فكری قدم هفتم بهبودی-واقعی
معتاد در حال بهبودی به مرور می آموزد كه تقاضا ی كمك،جزئی از زندگی است انسان ها در زندگی، لازم و ملزوم یكدیگرند.
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
<